فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٢٧٧ - موادّ قياس
مثلا در جامعهشناسى كه علمى توصيفى است، جامعههاى انسانى همچنانكه هست توصيف مىشود. چنانكه مىگوئيم: در فلان جامعه آمار ساليانه قتل يا سرقت يا طلاق يا تقلّب چه اندازه است. يا صدى چند افراد باسواد هستند و صدى چند بىسواد ... اما در علم اخلاق مىگوئيم از قتل يا سرقت يا تقلّب يا ظلم بايد اجتناب كرد. و جامعه ايدهآل آن است كه اثرى از اين رذائل در آن نباشد، و بىسوادى را در جامعه بايد از بين برد و هكذا ...
پس جامعهشناس با جامعه موجود واقعى سروكار دارد، و عالم اخلاق با جامعه مطلوب و ايدهآل.
علوم دستورى را علوم ارزشى (يا علوم تقديرى) نيز مىنامند. زيرا در هريك از آنها عالم خود را با دو گونه ارزش مواجه مىيابد.
در منطق با حقّ و باطل (- صواب و خطا- درست و نادرست- صحيح و غلط).
در اخلاق با خير و شرّ، و فضيلت و رذيلت يعنى پسنديده و ناپسنديده.
در زيباشناسى با زشت و زيبا.
منفصله حقيقيه
(- قضيه شرطيه منفصله حقيقيه).
منفصله مانعة الجمع
(- قضيه شرطيه منفصله مانعة الجمع).
منفصله مانعة الخلوّ
(- قضيه منفصله مانعة الخلوّ).
منوّع
نوعكننده. نوع سازنده، نوعساز.
«و چون آن لاحق [يعنى فصل] با جنس مضاف شود، مجموع نوعى محصّل گردد.
پس آن لاحق، محصّل و منوّع جنس بود» (اساس، ص ٤٣٠).
موادّ قياس
موادّ قياس يعنى مطالبى كه محتواى صغرى و كبرى را تشكيل مىدهد.
اعتبار قياس يكى به صورت و فرم قياس است. و از اين حيث قياسى معتبر است كه از ضروب منتج اشكال باشد. و ديگر به مادّه و محتواى قياس. به تعبير ديگر استوارى و صحّت و اعتبار قياس هم به صحّت صورت وابسته است و هم به صحّت مادّه. همچنانكه عمارت در صورتى مستحكم و استوار خواهد بود كه هم مادهاى شايسته در آن بكار رود، و هم صورتى متناسب و درست و مطابق اصول فنّى بدان داده شود.