فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ١٣٠ - شكّ
شرطى
(- قضيه شرطيه، ص ١٩٠).
شرطيّات
قضاياى شرطيه (- ص ١٩٠).
شعر
يكى از صناعات خمس و آن قياسى است كه مادّهاش از مخيّلات است. و بنابراين با بيان عقلى و علمى متفاوت است. و صناعت شعر صناعتى است كه آدمى را بر ابداع اشعار نغز و دلنشين (بشرط داشتن قريحه شاعرى)، يا بر نقد و سنجش اشعار توانا مىگرداند.
چون در تعريف شعر، فقط مخيّل بودن شرط است، تعريف منطقيان از شعر با تعريف عروضيان تفاوت مىيابد. چه از نظر منطقى هرسخنى كه از خيال سرچشمه بگيرد، شعر است خواه داراى وزن و قافيه باشد خواه نه. در صورتى كه از نظر عروضى شعر سخنى است موزون و مقفّى.
«شعر در عرف منطقى كلام مخيل است، و در عرف متأخران كلام موزون و مقفى.
چه بحسب اين عرف هرسخن را كه وزن و قافيتى باشد، خواه آن سخن برهانى باشد، و خواه خطابى، خواه صادق، خواه كاذب، و اگر به مثل توحيد خالص باشد، يا هذيانات محض باشد، آن را شعر خوانند.
و اگر از وزن و قافيه خالى بود و اگرچه مخيل بود، آن را شعر نخوانند» (اساس، ص ٥٨٨). «قدماى منطقيان وزن را در تعريف شعر اعتبار نمىكردند و تنها به تخييل اقتصار مىورزيدند. و متأخران وزن را با تخييل معتبر مىدانند. و عموم مردم جز وزن و قافيه چيز ديگرى را در آن معتبر نمىشناسند» (شرح اشارات، ص ٥١٥).
«در شعر و آن صناعتى است كه قادر باشند به آن بر ايقاع تخييلاتى كه مبادى انفعالات نفسانى مطلوب گردد. پس مبادى آن مخيلات باشند. و آن قضايائى باشد كه تأثير كند در نفس به انبساطى يا انقباضى، يا تسهيل امرى، يا تهويل آن، يا تعظيم آن يا تحقير آن» (درّة، ص ١٥٩).
شكّ
حالت ذهنى كه در آن در مورد حكمى هيچ يك از دو طرف نقيض كمترين رجحانى نداشته باشد. و به عبارت ديگر احتمال دو طرف نقيض مانند دو كفه ترازو كاملا مساوى باشد. پس در حال شك، ذهن در برابر دو قضيه متناقض هيچ حكمى ندارد. بلكه در حال جهل بسيط است.