فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ١٢١ - رابطه
ر
رابطه
آن جزء از قضيه كه بر نسبت محمول به موضوع، يا بر اتصال تالى به مقدم دلالت دارد. مانند «است» و «نيست» و «بود» در قضاياى حملى، و «اگر» در قضاياى شرطى.
بنابراين، رابطه در قضاياى حملى، معبّر نفى يا اثبات است، يعنى دالّ بر نسبت حكميه است، و محمول را به موضوع مىپيوندد يا از آن جدا مىسازد.
«است» و «نيست» رابط غير زمانى است، زيرا محمول را بطور مطلق براى موضوع اثبات يا از آن سلب مىكند، و نسبت حكميّه را به زمانى خاص مقيّد نمىسازد.
در صورتى كه «بود» و «نبود» رابط زمانى است. چه مشعر بر اسناد محمول به موضوع در زمان گذشته است.
در زبانهاى هند و اروپائى رابطه داراى لفظى خاص است. اما در عربى لفظى كه معادل «است» فارسى باشد وجود ندارد. و بهمينجهت، قضيه در زبانهاى هند و اروپائى سه جزئى (ثلاثى) است، و در عربى دو جزئى (ثنائى). مانند: خدا دانا است- اللّه عالم. (- ربط، ادات ربط). (- ادات، ص ٨).
«و گاه بود كه به ازاء آن تأليف در لفظ اداتى وضع كنند كه دالّ بر تأليف بود. و آن را رابط خوانند. و باشد نيز كه در بعضى لغات، به محض تجرّد از ادوات، يا به قرائن معنوى، بر بعضى تأليفات دليل سازند. مثال اول لفظ «است» در پارسى در اين قضيه كه «زيد دبير است» يا حركت راء دبير در بعضى لغات عجم كه گويند «زيد دبير»، و «و رابطه در متصله ادات شرط بود