فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٢٢٥ - مانعة الجمع
م
ما
يكى از مطالب و آن يا از معنى لفظ يا از حقيقت و ماهيت شىء سؤال مىكند. و بنابراين بر دو قسم است: ماى شارحه و ماى حقيقيّه. و در منطق وقتى ما بطور مطلق گفته مىشود، معنى اخير آن منظور است. «ما» چه شارحه و چه حقيقيه مفيد تصور شىء است بر خلاف «هل» و «لم» كه مفيد تصديق است.
(- ص ٢٤٦)
«مطلب ما، و آن يا طلب معنى اسم را بود چنانكه عنقا چيست؟ و يا طلب حقيقت و ماهيت مسمّى را چنانكه حركت چيست؟» (اساس، ص ٣٥١). «مطالب اصلى چهار شود: دو طالب تصور و آن ما و أىّ بود، و دو طالب تصديق و آن هل و لم بود» (اساس، ص ٣٥٢). «و به اين بحث معلوم شد كه همه مطالب به قوت در هردو مطلب هل و ما كه يكى طالب برهان بود و ديگر طالب حدّ حقيقى مندرج باشد» (اساس، ص ٣٥٤).
مادّه قياس
قضايائى كه با تأليف آنها قياس حاصل مىشود، مقدمات قياس، صغرى و كبراى قياس.
(- مواد قياس، ص ٢٧٧ و صناعات خمس، ص ١٣٥) (-/ صورت قياس).
مانعة الجمع
امورى كه اجتماع و با هم بودن آنها محال است مانند سفيدى و سرخى، فلز و شبه فلز كه ممكن نيست جسمى هم سفيد باشد هم