فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٢٦٣ - معرّف
يعرّف كلّ واحد منهما بايراد السّبب الّذى يقتضى كونهما متضايفين. ليتحصّلا معا فى العقل» يعنى دو متضايف چه در وجود خارجى و چه در عقل مع هستند. بنابراين تعريف يكى از آنها به ديگرى تعريف شىء است به مساوى [در خفاء و ظهور].
بنابراين [براى تعريف دقيق آنها و احتراز از دور] لازم است كه هريك از آن دو با ذكر سببى كه مقتضى متضايف بودن آن است تعريف شود، تا هردو در عقل با هم حاصل شوند. و بيان [سبب] اختصاص دارد به آن چيزى كه تعريفش مراد است. و هذا يستدعى تلطّفا و اين مستلزم نوعى نازككارى و لطف حيلت است. و مثالش همان است كه شيخ در متن در مورد تعريف پدر آورده است كه «حيوان يولّد آخر من نوعه من نطفته من حيث هو كذلك». در اينجا «حيوان» همان «أب» است. و آن ديگرى كه از نوع او است، إبن است. ليكن هردو عارى از تضايف اخذ شدهاند. و «من نطفته» سبب تضايف آنها است. «و من حيث كذلك» تكرار ضرورىّ لما مضى و هو الّذى يضيف معنى الإضافة إلى الحيوان الّذى هو الأب و يخصّ البيان به. لانّ الاب إنّما يكون مضافا إلى الابن من هذه الحيثيّة». يعنى اين قيد «من حيث كذلك» تكرار ضرورى آنچه ذكر شده مىباشد. [يعنى تكرار اينكه يولّد آخر من نوعه من نطفته] و همين قيد است كه معنى اضافه را به حيوانى كه پدر است مىافزايد، و همان پدر است كه تعريف اختصاص بدان دارد. زيرا أب از لحاظ اين حيثيّت [يعنى ايجاد فردى از نوع خود از نطفه خود] مضاف به إبن است. نه از حيث اينكه طول قامت آن فلان اندازه است يا كاتب يا شاعر يا مهندس است ...
٦- در حدود بايد الفاظ مأنوس و متداول و صريح بكار رود و استعمال الفاظ مجازى و مستعار و غريب و وحشى زشت و قبيح است[٣٨][٣٩] (اشارات، ص ١٠٥).
(١). استعمال الفاظ غريب و غير متداول و مهجور در صورتى كه در برابر آن لفظى ساده و جلى وجود داشته باشد در هيچ حالى و در هيچ موردى پسنديده نيست و خلاف فصاحت است، چون موجب تعيقد عبارت مىشود. اما بكار گرفتن مجاز و استعاره در آثار ادبى بسيار پسنديده و هنرمندانه است در صورتى كه در منطق و علوم گوناگون ناپسنديده است.
(٢). در منطق هنگام ارزشيابى اقسام تعاريف، و اقسام استدلال، با تعبيراتى از قبيل جودت و جيّد و اجود و ردائت و ردىء و أردأ و قبيح و نظاير آن برمىخوريم. و اين براى آن است كه منطق مانند علوم دستورى ديگر علاوهبر آنكه جنبه دستورى دارد، جنبه ارزشى نيز دارد و همه تعاريف و استدلالها را به يك چشم نمىنگرد. و خلاصه حكم ارزشى