فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٣٥٩ - Universal
Term
١- لفظ
٢- حدّ. هريك از موضوع و محمول
٣- بطور كلّى آنچه عنوان و نماينده چيز ديگر باشد. عنوان، دالّ
Tertium non datur
نفى حدّ وسط، نفى شق ثالث
Theorem
قضيّه، هر قضيّه كه در يك سيستم علمى دلايل استوار براى اثبات آن وجود داشته باشد. و معمولا به قضاياى هندسى اطلاق مىشود.
Topics
١- مواضع، مواضع جدلى
٢- نام يكى از رسائل ارغنون ارسطو كه درباره مواضع جدلى بحث مىكند.
Toto -partial
يكى از تعبيرات هاميلتن در مورد كميّت دادن به محمول. و مقصود قضيّهاى است كه موضوعش كلّى و محمولش جزئى باشد. [مانند همه پنبهها بعضى از سفيدها هستند].
Toto -total
يكى از تعبيرات هاميلتن در مورد كميّت دادن به محمول. و مقصود قضيّهاى است كه موضوعش كلّى باشد و محمولش هم كلّى باشد. مانند «همه آدميان همه ضاحكها هستند.»
Transferred
منقول
Tree of porphyry
شجره فورفوريوس كه سلسله مراتب انواع و اجناس را نشان مىدهد.
Trichotomy
ثلاثى
True
صادق، راست
Truth ,Truthfulness
صدق، راستى
Truthful
صادق
U
Universal
كلّى
Universal affirmative proposition
قضيّه موجبه كليه
Universal negative proposition
قضيّه سالبه كليّه