فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٢٧٥ - منطق
در تحقيقات علمى پيوسته احتياج به فكر و انديشه دارد. اما فكر و انديشه پيوسته در معرض خطا و اشتباه است، و احتمال غلط و عدول از حق در آن راه دارد. و چه بسا استدلالهاى نادرست و سخنان ناروا كه آدمى را از راه صواب منحرف مىسازد و موجب لغزش و گمراهى مىشود. بهمين سبب اختلافى عظيم در عقايد و آراء مشاهده مىشود و مكتبهاى متضادّ بوجود مىآيد. چنانكه يكى با مقدماتى به نتيجهاى مىرسد، و ديگرى با مقدماتى ديگر به نتيجهاى نقيض آن دست مىيابد.
حتّى يك تن را در طىّ زندگى افكار متناقض به ذهن مىآيد. و گاه افكار و آراء سابق خود را مورد فسوس و ريشخند قرار مىدهد و آنها را ناقص يا اساسا باطل مىيابد. پس ناچار بايد وسيله و افزار و ميزانى در دست داشته باشد. تا حقّ و باطل را بدان بسنجد. و آن همان علم منطق است.
همچنانكه شاقول و تراز ما را از استقامت عمودى و افقى ديوار مطمئن مىسازد و از كجى و انحراف آن مانع مىآيد، منطق نيز ما را به استقامت فكر مطمئنّ مىكند و از اعوجاج و انحراف آن مصون مىدارد.
بنابراين منطق يك سلسله مطالب نظرى و دور از عمل كه منطقيان صرفا از روى تفنّن وضع كرده باشند نيست. بلكه احتياجات شديد روح آدمى (احتياج به شناسائى و احتياج به عمل) وضع آن را ايجاب كرده است. چه انسان از طرفى احتياج به شناسائى و علم و آگاهى صحيح دارد. يعنى مىخواهد به حقيقت دست يابد. و از طرف ديگر مىخواهد به عمل و تصرّف در اشياء بپردازد. يعنى در جستوجوى توانائى و كاميابى است. و دست يافتن به حقيقت و توفيق در عمل هم جز با بكار بستن و رعايت قواعد و اصولى چند ميسّر نيست.
پس منطق در واقع مولود بيم و نگرانى آدمى است. بيم از خطا و اشتباه در فكر، و بيم از شكست و ناكامى در عمل.
*** منطق علم دستورى- ووندت فيلسوف معروف آلمانى و بنيانگذار روانشناسى جديد، علوم را به دو دسته منقسم ساخته است: يكى علوم توصيفى و ديگر علوم دستورى.
علوم توصيفى علومى است كه عالم واقع را چنانكه هست توصيف مىكند. مثلا در هندسه مىگويد: مربّع وتر مساوى مجموع مربعين دو ضلع ديگر است. يا مجموع زواياى هرمثلث ١٨٠ درجه است. يا در فيزيك مىگويد: حرارت موجب انبساط فلزّ است. آهن در فلان درجه ذوب مىشود. يا در زيستشناسى مىگويد: هر