فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٢٠١ - قياس اقترانى حملى
تالى سلب مقدم. و دو صورت ديگرش منتج نيست.
«قياس استثنائى ... آن بود كه نتيجه يا نقيض نتيجه در مقدماتش مذكور بود بالفعل. و آن از شرطيات تواند بود كه مشتمل باشد بر قضايا، تا ممكن بود كه قضيه در مقدمه مذكور باشد بالفعل» (اساس، ص ٢٨٨).
«و قياس استثنائى باشد اگر مطلوب يا نقيض او مذكور باشد در آن بالفعل، و اگر چه خارج باشند از خبريت. و اقترانى باشد اگر چنين نباشد» (درّة، ص ١٢٤) «و اين قياس [استثنائى] قريب است به طبع و متألّف شود از دو مقدمه: يكى متصله يا منفصله، و دوم مقدمه استثنائى» (درّة، ص ١٤٢).
قياس اقترانى
قياسى كه عين نتيجه يا نقيض آن بالفعل در مقدمات مذكور نباشد. مانند قياس ذيل:
اين مايع الكل است- و هر الكلى قابل احتراق است- پس اين مايع قابل احتراق است. قياس اقترانى دو قسم است: قياس اقترانى حملى، قياس اقترانى شرطى.
قياس اقترانى حملى
طبيعىترين و معروفترين و مهمترين نوع قياس، قياس اقترانى حملى است كه از دو قضيه حمليه تشكيل مىيابد و نتيجه آن نيز قضيهاى حملى است. تشخيص اجزاى قياس اقترانى بدينترتيب است:
قضيهاى كه اثبات آن مطلوب است داراى موضوعى و محمولى است. موضوع آن اصغر ناميده مىشود و محمول آن اكبر (زيرا كه شمول محمول معمولا بيش از موضوع است). حال به چيزى كه ميانجى واقع شود و اكبر را به اصغر بپيوندد احتياج است و آن اوسط يا حدّ وسط يا حدّ اوسط ناميده مىشود. پس از يافتن حد وسط دو مقدمه بايد ترتيب داد كه در يكى حد وسط با اصغر اقتران يابد و در ديگرى با اكبر.
مقدمهاى كه اصغر در آن بكار رفته است صغرى نام دارد، و مقدمهاى كه اكبر در آن بكار رفته كبرى. پس حدود اصلى قياس سه حد است: اصغر، اكبر، حد وسط.
همينكه دو قضيه را براى منجر شدن به نتيجهاى تأليف كنند (خواه مستلزم نتيجهاى باشد و خواه نباشد) اين تأليف را اقتران نامند. و آن قضاياى مؤلّف را قرينه يا ضرب، و هيأت اقتران را شكل.
قياس اقترانى از حيث موقعيّت حد وسط بر چهار قسم است كه هرقسم را شكل نامند (- اشكال اربعه، ص ١٨).
هرشكل از اشكال چهارگانه داراى شانزده ضرب است كه پارهاى از آنها منتجاند و