فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٢٦٧ - معقولات ثانيه
مفاهيمى از اين قبيل معقول ثانى منطقى ناميده مىشوند. از آنچه گذشت بخوبى معلوم شد كه اينگونه معقولات ثانيه از سنخ معقولات اوليه نيستند كه مستفاد از خارج باشند. خود آنها ذهنى محضند و مصاديقشان هم ذهنى است. معقولات ثانى ديگر مانند جنس و فصل و موضوع بودن و محمول بودن و معرّف بودن و حجّت بودن، همه همينگونهاند.
اين معقولات ثانيه براى معقولات اوليّه محمول واقع مىشوند: گربه نوع است- سگ نوع است- پشه نوع است- مثلث نوع است- حيوان جنس است- شكل هندسى جنس است.
در اين نوع قضايا كه آنها را قضاياى طبيعيّه (ص ١٩٤) مىنامند، اتّصاف موضوع به محمول و عروض محمول بر موضوع تنها در موطن ذهن است. زيرا مثلا هيچ يك از گربههائى كه در خارج وجود دارند، متّصف به نوعيّت يا كلّيّت نمىشوند. و هيچ يك از افراد حيوان بلكه هيچ يك از انواع حيوان متّصف به جنسيّت نيستند.
خلاصه معقولات ثانيه صورى ذهنى هستند بدون مصداق خارجى.
يك قسم معقول ثانى ديگر هم هست كه در فلسفه مصطلح است و آن را معقول ثانى فلسفى مىنامند. و آن از يك جهت با معقول ثانى منطقى تفاوت دارد. به اين نحو كه در معقولات ثانيه فلسفى، اتّصاف در خارج است و عروض در ذهن.
(ابتدا براى روشن شدن معنى اتّصاف و عروض مثالى مىآوريم كه البته نه معقول ثانى منطقى است و نه معقول ثانى فلسفى، و تنها براى ايضاح مطلب است: وقتى حسن مريض مىشود، حسن در خارج متصف به مرض شده است و مرض عارض بر حسن.
و چون ما از مرض او آگاهى يابيم اين اتّصاف و عروض در ذهن ما هم حاصل مىشود. يعنى در ذهن ما هم حسن متّصف به مرض مىشود و مرض عارض بر او.
نسبت موضوع به محمول اتصاف ناميده مىشود، و نسبت محمول به موضوع عروض. يعنى موضوع متصف است به محمول، و محمول عارض است بر موضوع.)
حال در مورد معقولات ثانى فلسفى از قبيل شيئيّت و امكان و وجوب و ساير معقولات فلسفى، اتّصاف اشياء بدانها در خارج است چنانكه مىگوئيم: «درخت شىء است»، «درخت ممكن الوجود است»، «حرارت آتش واجب و ضرورى است» ... يعنى درخت خارجى به شيئيّت يا امكان متصف شده است و حرارت آتش به ضرورت. اين معقولات با اينكه از معقولات اوّليّه نيستند،