فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ١٤٧ - ظنّ
ظ
ظنّ
احتمال بيشتر براى يكى از دو طرف نفى و اثبات قائل شدن. و بعبارت ديگر ترجيح دادن ذهن يكى از دو طرف نفى و اثبات را، با احتمال صحت طرف مقابل آن. برخلاف شك كه در آن ذهن هيچ يك از دو حكم را بر ديگرى رجحان نمىدهد.
بنابراين شك را درجاتى نيست. اما ظن را مراتب بسيار مختلف است از ظن بسيار ضعيف تا ظن غالب و قوى كه به سرحد يقين بسيار نزديك باشد. و بنابراين بين شك و يقين قرار دارد (- شك، ص ١٣٠، يقين، ص ٢٩١).
«علم و ظنّ متقابلانند به وجهى. و اختلاف ايشان به وثاقت و اضطراب است. و هردو داخلاند در تحت رأى. پس رأى علم بود يا ظن. و [به] علم در اين موضع قسم تصديقى را مىخواهيم به انفراد. چه تصور را با ظن نسبتى نبود ... و هرچه نه علم بود ظن بود. پس ظن را اقسام بود ... و علم و ظن به يك چيز يك كس را در يك وقت جمع نتواند بود، چه امتناع زوال و امكان زوال در يك موضع جمع نتواند آمد. و همچنين دو ظنّ مختلف جمع نتواند بود.
چه هرطرف كه راجح بود ظن به آنطرف حاصل بود. و مرجوح مظنون نبود. و اگر هردو طرف متساوى بود، حكم مشكوك بود نه مظنون» (اساس، ص ٤٠٩). (نيز- شفا، برهان، ١٨٩). «و چون هرچه نه يقينى بود، ظنى بود يا آميخته به ظنى، و ظنّ جهل بود نه علم، پس ظنّى مطلق مشتمل بر جهل متضاعف بود، مانند جهل مركب» (اساس، ص ٤٤٦). «مشهورات در بادى الرأى و