فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٥٧ - تركيب تقييدى
منجر شدن به كشف مجهول.
«و ترتيب طبيعى در تعليم، اقتضاء تقديم اعمّ كند بر اخصّ. چه اعمّ به عقل نزديكتر بود، چنانكه اخصّ به حسّ نزديكتر بود.
پس قياس به تقديم اولى باشد» (اساس، ٣٤٣).
ترجيح
رجحان دادن يك حكم بر حكم ديگر.
يعنى برخلاف حالت شك كه در آن شخص هيچ رجحانى براى جانب اثبات يا نفى قائل نيست، طرف اثبات يا نفى را رجحان دهد.
«و آنچه از جهت تصديق است، يا بحسب ترجيح يك طرف است از دو طرف نقيض، يا بحسب حكم جزم» (اساس، ٣٤٨). «و مراتب چنان است كه اول تخييل است، پس ترجيح، پس ترويج و تسليم، پس تحقيق» (اساس، ٣٤٩).
تركّب
مركب بودن، از اجزاء چند حاصل شدن.
«تركّب ماهيت معقوله از امور غير متناهى محال است و الا معقول نشدى» (اساس، ٣٧).
تركيب
١- از چند لفظ فراهم شدن به نحوى كه هر لفظ افاده معنى جداگانهاى كند. (- مركب ص ٢٢٢) (-/ إفراد) «پس مغالطات لفظى محصور بود در شش نوع: سه راجع با إفراد، و سه راجع با تركيب» (اساس، ٥١٨).
٢- از اجزاء چند فراهم ساختن، چند جزء را بصورت يك كل درآوردن، از اجزاء چند فراهم شدن، بصورت كل درآمدن چند جزء (-/ تحليل).
تركيب إنشائى
تركيبى كه قابل تصديق و تكذيب نباشد، مانند «بيا»، «دم مزن» (- انشائى) (-/ تركيب خبرى).
تركيب تقييدى
تركيبى كه در آن يك لفظ قيد براى لفظ ديگر باشد، يعنى آن را مقيّد و محدود گرداند. مثلا در «زن احمد» تركيب تركيب تقييدى است و «احمد» معنى «زن» را مقيد و خاصّ گردانده است. چه معنى «زن» عامّ است ولى چون به احمد اضافه شود، محدود و مختصّ مىگردد و ديگر شامل زنان ديگر نمىشود.
تركيب تقييدى دو قسم است: اضافى و