فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٢٢٢ - لفظ مركّب
تالى را از قضيتى ببرد. زيرا كه چون گوئى آنگاه روز بود هم نه راست بود و نه دروغ» (دانشنامه، ص ٤٧).
لفظ شرط
لفظى كه در قضيه شرطيه متصله بر سر مقدم درمىآيد مانند «اگر» و «هرگاه» در فارسى و «إن» در عربى. (- ادات شرط) (- قضيه شرطيه متصله).
لفظ كلى
لفظى كه معنى آن مفهومى كلى باشد، يعنى افراد متعدد را شامل شود (-/ لفظ جزئى) (- كلى).
«لفظ كلى مانند انسان مفهومى دارد محصّل كه قابل شركت و لا شركت است» (اساس، ص ٨٧).
لفظ متواطى
لفظى كه بر معنى متواطى دلالت كند. يعنى بر معنيى كه صدق آن بر همه افراد يكسان باشد. (- اسم متواطى) (-/ لفظ مشكك).
«اگر [لفظ] ذاتى بود و يا عرضى بود، و مختلف نباشد به اشدّ و اضعف، آن لفظ متواطى بود. و اگر مختلف باشد، مشكّك بود (اساس، ص ٤٦١).
لفظ محصّل
لفظى كه از ادات سلب خالى باشد. مانند بينا، و دانا، و تمام (-/ لفظ معدول) (- اسم محصل/ قضيه محصله).
«عكس نقيض چنانكه گفتيم آن است كه مقابل محمول را به تقابل ايجاب و سلب مفرد چنانكه ميان الفاظ محصله و معدوله باشد موضوع كنند» (اساس، ص ١٦٩).
لفظ مركّب
لفظى كه از چند جزء فراهم آمده باشد و هر جزئى را معنى جداگانه باشد. مانند «حيوان ناطق» و «مثلث قائم الزاويه»، و «منطق ارسطو» و «سه و چهار» و «مرد بزرگوار» و «انسان حيوانى اجتماعى است».
لفظ مركب بر دو قسم است: مركب تام و مركب ناقص. و مركب تام يا خبرى است يا انشائى. و مركب ناقص يا اضافى است يا وصفى يا تقييدى. (- لفظ مؤلف، قول) (-/ لفظ مفرد).
«لفظ دو گونه بود: يكى را مفرد خوانند چنانكه گوئى «زيد» و «محمد»، و چنانكه گوئى «مردم» و «دانا». و يكى را مركب و مؤلف، خوانند چنانكه «گوئى مردم دانا است» يا «مردم دانا». و تا حال لفظهاى مفرد دانسته نيايد، حال لفظهاى مركب