فرهنگ اصطلاحات منطقى - خوانساری، محمد - الصفحة ٤٤ - برهان
چرا تصديق بدان واجب است. امّا علّت اينكه چرا شىء فى نفسه چنين است بيان نمىشود. مثلا در مثال مذكور، ما علم حاصل مىكنيم كه هوا گرم شده است. اما علم به اينكه چرا هوا تا اين اندازه گرم شده و علّت آن چيست بدست نمىآيد. يا مثلا وقتى مىگوئيم فلانكس را سرفههاى خشك است و رنگ زرد و كمخونى و ضعف و ... پس مسلول است. اين برهان معلوم مىدارد كه ما به چه سبب حكم به مسلول بودن وى كردهايم. اما معلوم نمىدارد كه چرا آن شخص مبتلا به سل شده است. يعنى علّت مسلول شدن او در عالم خارج بيان نمىشود. خلاصه آنكه بوسيله برهان إنّ انسان درمىيابد كه چرا تصديق به نتيجه واجب است. يعنى علّت تصديق ذهنى را بيان مىكند نه علّت وجود در خارج را.
تمام استدلالهائى كه در آن از اثر به مؤثر مىرسند و از آثار صنع به صانع، استدلال برهانى إنّى است.
برهان لمّ[٦] هم علّت وجود مطلوب را در عالم خارج بيان مىكند و هم علّت تصديق به آن را. و بنابراين سير ذهن از علّت به سوى معلول است. چنانكه در هيأت با محاسبات رياضى به خسوفها و كسوفهاى آينده پى مىبرند و حكم مىكنند كه در فلانروز يا فلانشب خورشيد يا ماه خواهد گرفت. يا در پزشكى از يافتن باسيل دوكخ در ترشح سينه (كه علّت ايجاد سل است) حكم به مسلول بودن شخص مىشود. و اين باسيل
(١). «لم» (براى چه؟) در اصل «لما» (لام جرّ+ ماى استفهاميّه) بوده است كه الف «ما» وجوبا حذف شده است. چون قاعده آن است كه وقتى حرف جرّ بر سر ماى استفهاميّه درآيد، الف آن وجوبا حذف مىشود. مانند فيم و إلام و علام. چنانكه خداوند متعال مىفرمايد:
~span class="Aye"~لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ.
در منطق و فلسفه همين «لم» را كه لام جرّ و ماى استفهاميّه (با حذف الف) است از عربى گرفتهاند و آن را بصورت يك اسم درآوردهاند. و براى اينكه بتوانند الف و لام بر سر آن درآورند يا ياى نسبت يا ايّت مصدرى به آخر آن بيفزايند، ميم آن را هم مشدّد كردهاند و بصورت لمّ درآوردهاند.
وجه تسميه برهان به لمّى آن است كه مفيد چرائى(Pourquoi) به هردو وجه است (هم علّت تصديق ذهنى، و هم علّت وجود خارجى).
امّا إنيّت مأخوذ از كلمه «إنّ» (از حروف مشبّهة بالفعل است) كه دلالت بر ثبوت و وجود دارد. خانم گواشن معتقد است كه إنّيت ريشه عربى ندارد و مأخوذ از لفظ يونانى «أن»(On) است به معنى وجود. كه در عربى نون آن را مشدّد كردهاند و پسوند مصدرى «ايّت» بدان افزودهاند. و بنابراين تلفظ آن «أنّيت» است.