اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٩٥ - سابقه سیاست خارجی آمریکا
جامعه ملل مخالفت نهایی خود را اعلام کردند.(٦)
یکی از علل مهم این تصمیم گیری ترس مردم و سنای آمریکا، از دخالت در امور اروپا بود، که این
امر را مخالف منافع خود می دانستند. خصوصا که فرانسه و انگلیس هم بدان حد تضعیف نشده بودند
که بدون چون و چرا انقیاد ایالات متحده را بپذیرند.
جنگ جهانی دوم سیستم بین المللی را به طور اساسی متحول نمود، پس از جنگ قدرتهای
اروپایی به شدت تضعیف شده بودند و در مقابل شوروی به عنوان یک کشور بزرگ و فاتح ظاهر شده
بود که تعدادی از کشورهای اروپای مرکزی نیز جزو اقمار آن به حساب می آمد و امکان سقوط دیگر
دول اروپایی به دامن شوروی وجود داشت. از طرف دیگر نفوذ فرانسه و انگلیس برای حفظ منافع
استعماری در کشورهای جهان سوم تا حد زیادی از بین رفته بود. در نتیجه اروپا خود را در قبول
رهبری آمریکا مجبور می دید. زیرا قدرت نظامی و اقتصادی آمریکا به بالاترین حد قابل قبول تصور
در آن زمان رسیده بود. چنین شرایطی، توسعه طلبی را با زننده ترین شکلش وسوسه نموده و دیگر
کسی به فکر اتخاذ سیاستی انزواگرایانه مانند آنچه که پس از جنگ جهانی اول اتفاق افتاد نبود. علائم
این توسعه طلبی قبل از ورود آمریکا به جنگ نیز بروز نموده بود.
هنری لوس در ١٩٤١ در برابر ادعاهای هیتلر درباره ضرورت توسعه ارضی احتجاج نموده و
می گوید: «حکومتهای استبدادی ممکن است نیازمند فضای حیاتی بسیار وسیعی باشند، لیکن «آزادی»
به فضای حیاتی بسیار وسیعی نسبت به حکومتهای استبدادی نیازمند است.»(٧)
پس از جنگ جهانی دوم قدرت دریایی آمریکا نسبت به زمان شروع جنگ ٥ برابر شده و ١٥
هزار هواپیمای جنگی خود را به هواپیمای مسافربری تبدیل می کند. تولیدات کشاورزی و ذغال و نفت
افزایش یافته و تولید سنگ آهن چهار برابر و تولیدات صنعتی ١٠٠% افزایش می یابد. آمریکا در این
زمان نصف انرژی تولیدی دنیا را مصرف می کند و ٢٣ استعداد تولید صنایع تبدیلی جهان را در کنار
مازاد تجاری ٤٠ میلیارد دلار و ٥٠% ذخایر طلای جهان را به خود اختصاص داده و بزرگترین قدرت
جهانی محسوب می گردد، در مقابل شوروی نیز هر چند ١٠% جمعیت خود را از دست داده و بیش از
٣٠ هزار مؤسسه صنعتی و ده هزار مجتمع کشاورزی و ٦٥ هزار کیلومتر راه آهن آن طی جنگ نابود
شد، ولی پس از جنگ تولید ذغالش نسبت به شروع آن ٥٠% افزایش یافت و تولید برق آن دو برابر
گردید و تنها کشوری که طی جنگ توسعه ارضی پیدا می کند و سرزمینهای بالتیک، روسیه سفید،
بسارابی، بوکووین شمالی و قسمتی از خاک فنلاند را به خود ضمیمه می کند و همچنین بر کشورهای
لهستان، رومانی، مجارستان، بلغارستان، چکسلواکی، اطریش، یوگسلاوی و نصف آلمان نظارت
می نماید و از نظر نیروی نظامی و تجهیزات قوی ترین کشور اروپایی محسوب می گردد.(٨)
سیستم جهانی پس از جنگ دوم به صورت دو قطبی در می آید و اثرات آن در کلیه نقاط و در
اغلب مسائل جهان منعکس می شود. ایالات متحده پس از جنگ چند نوع سیاست را به طور همزمان
اختیار می کند:
(الف) تقویت اروپا و استفاده از آن برای مقابله با شوروی، که این امر از لحاظ اقتصادی در قالب
طرح مارشال و از نظر نظامی در چهارچوب ناتو تحقق یافت.
(ب) کمکهای نظامی و اقتصادی به کشورهایی که در خطر هجوم روسها و یا عواملشان قرار دارند