اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤٤ - چه اشتباهی در ایران رخ داد؟
برابر این گونه خطرات حراست می شد. با این وصف سفارت و کنسولگری ما در تبریز مورد حمله قرار
گرفت و محوطه سفارت به تصرف مهاجمین در آمد. بعدها خود سفارت نیز برای مدت کوتاهی به
تصرف مهاجمین درآمد. احساسات ضدآمریکایی خشونت بار در تمام بخشهای جامعه ایران حس
می شد و بسیاری از قدرتهایی که ما سیاستهای خویش را بر آنها بنا نهاده بودیم اکنون به صورت
خطری متوجه خود ما شده بود، این وضع پس از عزیمت شاه در اواسط ژانویه بسیار وخیمتر گردید.
خطر تجدید و تشدید هرج و مرج، جنبه ای واقعی تر به خود گرفت.
واضح است که سیاست ایرانی ما که برای مدت ٣٠ سال در خدمت به ما مؤر واقع شده بود، اکنون
به صورت عاملی بی ربط و ناهنجار در آمده و در مواردی بسیار حتی قبل از سقوط شاه نیز خطراتی
را علیه منافع ما بوجود آورده بود. بنابراین بجاست اگر سوأل شود که در ایران چه اشتباهی رخ داده و
چرا ما با وجود این همه منافع در ایران وقوع آن را پیش بینی نکرده بودیم.
شرح کامل وقایع و نیروهایی که منجر به سقوط دیکتاتوری شاه گردید تا مدتها موضوع بحثهای
علمی خواهد بود، به هر حال، در این نوشتار امکان این کار نیست. ولی می توان گفت که این وضع به
طور مسلم نتیجه مستقیم یک انقلاب اصیل داخلی بود، نه نا آرامی و آشوب هدایت شده از خارج.
آنچه که به طور بسیار ساده لوحانه ای گفته شده این است که نظام حکومتی شاه به وجود یک دست
قدرتمند در رأس حکومت با حمایت یک مکانیزم حکومتی خشن و توان مالی لازم برای کاهش
نارضایتیها از طریق اجرای برنامه های عمرانی، سوبسید مستقیم و همکاری کسانی که ممکن بود در
غیر این صورت به مخالفت با رژیم برخیزند، بستگی داشت. سالها سرکوب، فساد، عدم مدیریت،
چاپلوسی و تملق، وعده های توخالی، و عدم سیاست و کارایی کلی هر دو ستون رژیم را تضعیف و
باعث شد که بسیاری از ایرانیها که به هر حال نسبت به حکومت خویش بدبین و بی اعتماد هستند،
نسبت به موفقیتهای چشمگیر و باارزش حکومت سلطنتی واقعیات را نادیده بگیرند. نوآوری سریع و
فرصتهای آموزشی رو به رونق نیز صحنه را برای سقوط پهلوی فراهم نمود.
به نظر من، دو واقعه در مرحله نهایی سقوط نقش بسیار بسزایی داشته اند. واقعه یا عامل اول و
مهمتر تصمیم سال ١٩٧٤ شاه مبنی بر استفاده از درآمد افزایش یافته نفتی ایران در تسریع حرکت
برنامه های عمرانی ملی بود که با پذیرفته شدن این خطر همراه بود که ممکن است تولید آن قدر
افزایش نیابد که موجب افزایش تقاضا و از بین رفتن تورم گردد. در زمان آغاز این تصمیم ایران دارای
یک تورم دو رقمی بود، کشور فاقد زیربنای فیزیکی، نیروی انسانی مجرب و مدیریت متخصص
ضروری جهت جذب برنامه هایی معادل ٥٠ درصد برنامه های جاه طلبانه بود. این نقائص در نتیجه
تلاش و سرسپردگی شاه به تجهیز غیر ضروری و بیش از حد ارتش، بیشتر جلوه گر شد. در نتیجه، در
تمام موارد برنامه های عمرانی ناموفق ماند ولی تورم رو به افزایش گذاشت. سطح تورم در حال حاضر
بیش از ٥٠ درصد است. با وخیمتر شدن وضع اقتصادی شکاف موجود در توزیع درآمدها آشکارتر
گردید. نارضایتی مردم افزایش یافت و توان رژیم در استفاده از منابع مالی به عنوان وسیله ای برای
حفظ بقای خود رو به ضعف نهاد.
رویداد دوم ظهور سیاست حقوق بشر دولت کارتر بود. بسیاری از ایرانیها سرسختانه معتقدند که
سیاستهای کشورشان از اواخر قرن نوزدهم، بوسیله یک دست خارجی هدایت می شود، که اولین آنها