اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٧٨٠ - وضعیت کنوانسیون وین در آمریکا و دیگر کشورها
انجام دهد.
در رابطه با سؤال شما درباره ترجمه یادداشت ایران به شمار ٨٨٠٠ به تاریخ ١١ مارس ١٩٦٣، ما
دلایل مخالف و موافق معنای کلمه «تا» را به صورتی اساسا علمی مورد توجه قراردادیم. این یادداشت
در حقیقت توسط یادداشتهای شماره ٩٧٦٠ و ٩٧٦٢ وزارت امور خارجه ایران که ما در یادداشت
شماره ٢٨٢ به تاریخ ٩ دسامبر ١٩٦٤ آنها را به منزله پاسخی «مطلوب و قابل پذیرش به یادداشت
شماره ٤٢٣ به تاریخ ١٩ مارس ١٩٦٢ سفارت» تلقی کردیم، کنار گذاشته شد. این سه یادداشت در
تلگرام هوایی سفارت به شماره ٣١٣A به تاریخ ١٥ دسامبر ١٩٦٤ به وزارتخانه ارسال شد.
تا تاریخ ٢١ مارس ١٩٦٣ (١ فروردین ١٣٤٢ م) موافقتنامه های اصلی ١٩٤٣ و ١٩٤٧ که
حضور نظامی آمریکا در ایران را میسر می سازد، رسما تمدید نشده بود. برای این موضوع دلایلی که
اساسا مربوط به جو سیاسی می شود، وجود داشته است. برای مثال ما موافقتنامه ها را در سالهای
١٩٦٤ (١٣٤٣ م) و ١٩٦٥ (١٣٤٤ م) به دلیل هیجانات ناشی از موضوع مصونیتها و به خاطر
اینکه وضعیت کنوانسیون وین روشن نشده بود، به صورت رسمی تمدید نکردیم. امسال نیز این کار را
به دلیل مسائل ناشی از جریان «ویپکی» تاکنون انجام نداده ایم. با وجود این مسئله مورد توجه ما این
است که موافقتنامه های ١٩٤٣ و ١٩٤٧، علیرغم فقدان تشریفات رسمی هنوز به قوت خود باقی
است. قراردادها اصولاً بر اساس رضایت طرفین باقی می ماند. بدین معنی که طبق رضایت طرفین و
علیرغم فقدان تشریفات رسمی، قراردادها به قوت خود باقی می مانند. شرایط لغو قرارداد ما در مورد
آرمیش مگ به یکی از چند طرق مختلف، از جمله خارج کردن هیئت به وسیله ایالات متحده،
فراهم می شود. قابل توجه است که ایالات متحده هیچ گونه گام عملی برای بر هم زدن موقعیت خود
در این کشور بر نداشته است. از این گذشته، طبق بیانیه دولت ایران، این کشور مدت قرارداد را تا ٢١
مارس ١٩٦٨ تمدید می نماید. هر چند ایالات متحده به صورت رسمی یا با موافقت کتبی، قرارداد را
تمدید نکرده است. اما ادامه حضور ما در اینجا به خودی خود موافقت ضمنی ما را با ادامه اعتبار مفاد
قرارداد به همان شکل اولیه، نشان می دهد. حتی اگر ما فرضا تصور کنیم که لغو قرارداد به خودی خود
صورت می گرفت، ممکن است گفته شود که قرارداد با موافقت طرفین قضیه دوباره اعتبار یافته است.
همان طوری که می دانید این فرایند به «استقرار مجدد» موسوم است. و معمولاً در مواردی به کار گرفته
می شود که به علت بروز جنگ، موافقتنامه ها لغو شده است سپس دو طرف می خواهند مواد قابل قبول
موافقتنامه های قبلی را دوباره برقرار نمایند. با آنکه در این حالت مطرح نیست، اما به نظر ما اصل
مذکور در اینجا بر اساس قیاس قابل اجراء است. توجه دارید که عامل اساسی در هر دو حالت،
رضایت دو جانبه طرفین قرارداد است و نه رسمیت داشتن خود قرارداد. دون عزیز، اینجا خاورمیانه
است و قراردادها آن مفهومی را که در غرب دارد، در اینجا ندارد. در اینجا، از نظر یک ایرانی، یک
قرارداد بهترین ترتیب ممکنی است که او می تواند در آن موقع فراهم کند، اما اگر شرایط مربوطه حتی
اندکی تغییر یابد، قرارداد مزبور همواره می تواند مورد تجدید مذاکره قرار گیرد. خصوصیت یک ایرانی
این است که اگر در زمان امضاء یک قرارداد تنها احتمال بدهد که شرایط به ضرر او تغییر می نماید، از
همان ابتداء هرگز آن را امضاء نخواهد کرد. ما به فعالیتهای خود در قلمرو مسائل نظامی به سود
ایرانیان و با رضایت آنها ادامه می دهیم در حالی که آنها ما را در اینجا تحمل می کنند. روزی که آنها