اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٣٠ - سناریو برای موفقیّت (محدود)
اقتصاد کشور به وضعیت عادی نیز سرسام آور و نجومی می باشد. کارگرانی که زمانی به خاطر افزایش
دستمزدهایشان به میزان بین ٥٠ الی ١٢٥ درصد دست از کار کشیده بودند آیا اکنون با دریافت
دستمزدهای قدیمی حاضر به از سرگرفتن کار خود می باشند؟ کاپیتالیستها و سرمایه داران و کسانی که
سرمایه هایی را تحت کنترل خویش دارند که طی شش ماه گذشته از کشور خارج شده، اقدامات دولت
را به دقّت زیر نظر خواهند گرفت. اگر آنها دریابند که سیاستهای دولت طوری طراحی شده که منجر به
خشنودی کارگران و پیدایش طورّم و عقب افتادگی اقتصادی می شود، از به خطر انداختن سرمایه های
خویش امتناع خواهند ورزید. میزان بی کاری در حال حاضر زیاد است و افزایش نیز خواهد یافت.
مگر آنکه تجار و بازرگانان حاضر شوند در اقتصاد کشور مشارکت نمایند. جامعه تجاری کشور از
نظر جریان نقدینگی در وضعیّت بحرانی است. آن دسته از کارخانجاتی که به کار خود ادامه داده اند.
نیز تمام اعتبارات بانکی موجود در اختیار خویش را مصرف کرده و اکنون اقدام به استفاده از ذخایر
(به خصوص سوخت) کرده و ذخایر عظیمی از کالاهای فروخته نشده را در اختیار داشته ولی پولی
ندارند. بازاریها نیز که برای مدتی حدود دو ماه کارشان را تعطیل کرده بودند از نظر پولی وضع خوبی
ندارند و مشتریانی نیز که قیمتهای منفعت باری را می پردازند ولی از نظر دریافت دستمزد وضع
مشخصی ندارند، کم پول هستند. بالاخره از نقطه ای باید به مقدار عظیمی پول نقد یا اعتبار برای به راه
افتادن چرخهای اقتصاد، به این کشور تزریق شود و این کار باید برای یک مدت زمان طولانی انجام
شود، زیرا در این جا معاملات معمولاً بر اساس صورت حسابهای قابل پرداخت در مدت ١٢٠ روز
صورت می گیرد. اگر جلو فرار سرمایه گرفته نشود تا بتوان آنرا در جامعه به کار برد، تولید پول جدید،
تورّمی عظیم را پدیدار ساخته و عامل پیدایش یک بحران جدید اقتصادی و سیاسی خواهد شد.
سناریو برای موفقیّت (محدود)
سناریو برای موفقیّت (محدود)
به نظر نمی رسد که چنین دولت بی تجربه ای بتواند بر مشکلات فوق الذکر فایق آید. ولی یک
سناریو وجود دارد که می تواند مؤقیّت محدود آن را به همراه داشته باشد: این سناریو منعکس کننده
نظریات فعالین جبهه ملی در اصفهان است. در این سناریو فرض بر این است که با رسیدن مخالفت
خمینی / جبهه ملی با بختیار به اوج خود، شاه ایران را ترک می گوید که خود سبب فروکش کردن
جنبشها و تظاهرات در نتیجه شادی ناشی از این مؤقیّت می گردد. به این ترتیب تمام کارگران به
سرکارهایشان برمی گردند چون از این قضیه خوشحالند و از دستمزدها هیچ سخنی به میان نمی آورند.
خمینی نیز میزان نفوذ خویش را از دست می دهد، چون او خواستار برگزاری تظاهرات می شود در
حالی که مردم، دیگر خسته شده اند. دولت چند محاکمه مهمّ ظاهری را ترتیب خواهد داد و به نحوی
فهرستهای متعددی حاوی اسامی کسانی که باید از آنها انتقام گرفته شود مورد «تأیید» قرار می دهد؛
بدون اینکه در مورد آنها اقدامی به عمل آورد و سعی می کند که توجه مردم را به محاکمات مهم
معطوف دارد و شعار «تعقیب بی وقفه» تمام تبهکاران را نیز سر دهد در همان حال زمانی که دولت
دریافت که اشخاصی مهم از ایران گریخته اند اقدام به ضبط و توقیف اموال آنها در ایران خواهد نمود. از
آنجا که تنبیه زیر دستان پس از فرار کلّه گنده ها منصفانه نیست، دولت چند نفر را به صورت نمایشی
دستگیر می کند. از آن پس نیز هر کارگری در اعتراض به عدم افزایش دستمزدها اقدام به برگزاری