اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٣١ - تأثیر آنچه که گفته شد بر آمریکا و آمریکاییان
اعتصاب یا تظاهرات نماید، مانند شاه، به عنوان فردی سودجو مورد انتقاد قرار خواهد گرفت و در
نهایت با دهان بسته به کار خویش بازگردانده خواهد شد. کابینه دائماً تغییر خواهد یافت و نمایندگانی
از جبهه ملی و دیگر جناحهای غربی مخالف را جذب و آنها را رودرروی یکدیگر قرار خواهد داد و
وزرا را به اتهام ناتوانی در برخورد با مسائل اخراج خواهد کرد و بدین ترتیب تقصیر را متوجه دیگری
ساخته و فرصت بیشتری را برای خود پدید می آورد. توجّه زیادی به انتخابات آتی خواهد شد و چند
کمیته مرکب از چهره های مخالف منصوب و تأخیرهای جزئی نیز ایجاد خواهد شد تا مردم در حالت
اضطراب و انتظار باقی بمانند. خود دولت نیز در مبارزات انتخاباتی نقش عمده ای را ایفا خواهد نمود
و مشکلات کشور را بسیار جدی عنوان خواهد کرد. و از نامزدهای انتخاباتی خواهد خواست که به
مسایل بپردازند و شخصیتها را مورد خطاب قرار ندهند. بدین ترتیب جناح مخالف مجبور است دائماً
مراقب انتخابات باشد و بنابراین نخواهد توانست علیه بختیار جبهه متحدی را تشکیل دهد. اقتصاد به
چرخش در خواهد آمد در حالی که دولت دائماً خواستار فداکاری بیشتر خواهد شد تا ایران متعلق به
ایرانیان شود. بالاخره و شاید مهمتر از همه، دولت توجّه خود را به یک دشمن جدید معطوف خواهد
ساخت که این دشمن شاید خارجی و به احتمال زیاد آمریکا باشد. آنها متهم خواهند شد که به عنوان
آخرین حربه خویش در حمایت از شاه پروژه های لازم الاجرا را به طرز خائنانه ای به حال خود رها
کرده و در همان حال سعی کرده اند در حال ماندن و یا ترک کشور از اقتصاد استوار بر تقاضا و سود
کشور سوءاستفاده کنند. از جمله اقدامات تأدیبی نمایشی که در مورد خارجیهایی که بدون وجود کار
و یا اجازه اقامت و یا برخلاف سایر مقررات و قوانین ایران هنوز به کار خود ادامه می دهند می توان از
اخراج آنها نام برد که با جار و جنجال نیز توأم باشد. در این سناریو جایی دیگری برای مانور باقی
نمی ماند، امّا اگر تمام عناصر لازم در مکانهای بایسته خویش قرار گیرند، دولت بختیار خواهد توانست
تا زمان برگزاری انتخابات و شاید بعد از آن روی کار باقی بماند که اینها همه به میزان تفرقه میان
جناح مخالف بستگی دارد.
تأثیر آنچه که گفته شد بر آمریکا و آمریکاییان
تأثیر آنچه که گفته شد بر آمریکا و آمریکاییان
اگر دولت بختیار سقوط کند، محتمل ترین نتیجه آن روی کار آمدن رژیمی استبدادی یا به وسیله
یک کودتای نظامی یا جناح راست رادیکال که (خمینی را به قدرت برساند) یا حرکت جناح چپ (که
به نظر نمی رسد با آمریکا برخوردی دوستانه داشته باشد) خواهد بود. یک کودتای نظامی در عین
حال که ممکن است موفقیت آمیز باشد و با آمریکا برخوردی دوستانه داشته باشد، مدت زیادی دوام
نخواهد آورد، زیرا مردم نحوه مبارزه با ارتش را آموخته اند یعنی به جای اعمال خشونت مستقیم به
نافرمانی و اعمال فشار اقتصادی می پردازند و شواهد موجود حاکی از آن نیست که ارتش توانسته
است پاسخ صحیح مربوط به این گونه رفتارها را بیابد. موفقیت آن نیز بستگی به پیروی از یکی از دو
جناح راست یا چپ رادیکال دارد. دولت خمینی، در صورت روی کار آمدن اصولاً ضد آمریکایی و
خارجی خواهد بود و پس از مدت کوتاهی به خاطر عدم شایستگی و صلاحیت و کارایی خویش از
بین خواهد رفت. دولت جناح چپ تندرو نیز در صورت روی کار آمدن مانند آنچه که در افغانستان
است، احتمالاً در روابط خویش با آمریکا رویه درستی را در پیش خواهد گرفت. لیکن مجبور خواهد