اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٦٧٤ - بیانات امام خمینی (ره) در مورد لایحه اسارت بار احیای کاپیتولاسیون
است، با تأثرات قلبی روزشماری می کنم که چه وقت مرگ پیش بیاید، (گریه شدید حضار) ایران دیگر
عید ندارد، (گریه حضار) عید ایران را عزا کرده اند، (گریه حضار) عزا کردند و چراغانی کردند، عزا
کردند و دسته جمعی رقصیدند. ما را فروختند، استقلال ما را فروختند، و باز هم چراغانی کردند،
پایکوبی کردند. اگر من به جای اینها بودم این چراغانی ها را منع می کردم، می گفتم بیرق سیاه بالای سر
بازارها بزنند، بالای سر خانه ها بزنند، چادر سیاه بالا ببرند. عزت ما پایکوب شد، عظمت ایران از بین
رفت، عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند.
قانونی در مجلس بردند در آن قانون اولاً ما را ملحق کردند به پیمان وین و ثانیا الحاق کردند به
پیمان وین که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان با کارمندهای فنی شان، با کارمندان
اداری شان، با خدمه شان، با هرکس که بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون
هستند؛ اگر یک خادم آمریکایی، اگر یک آشپز آمریکایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند،
زیر پا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاههای ایران حق ندارند محاکمه
کنند! بازپرسی کنند! باید بروید آمریکا! آنجا در آمریکا، اربابها تکلیف را معین کنند! دولت سابق این
تصویب را کرده بود و به کسی نگفت. دولت حاضر این تصویب نامه را در چند روز پیش از این برد به
مجلس و در چه وقت پیش از این به سنا بردند و با یک قیام و قعود مطلب را تمام کردند و باز نفسشان
درنیامد. در این چند روز این تصویب نامه را بردند به مجلس شورا و در آنجا صحبت هایی کردند،
مخالفت هایی شد، بعضی از وکلا هم مخالفت هایی کردند، صحبت هایی کردند لکن مطلب را گذراندند،
با کمال وقاحت گذراندند، دولت با کمال وقاحت از این امر ننگین طرفداری کرد.
ملت ایران را از سگهای آمریکا پست تر کردند، اگر چنانچه کسی سگ آمریکایی را زیر بگیرد
بازخواست می کنند، اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد، بازخواست می کنند و اگر چنانچه
یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد، مرجع ایران را زیر بگیرد، بزرگترین مقام را زیر بگیرد،
هیچ کس حق تعرض ندارد، چرا؟ برای اینکه می خواستند وام بگیرند از آمریکا، آمریکا گفت این کار
باید بشود (لابد این جور است) بعد از سه چهار روز وام دویست میلیونی، دویست میلیون دلاری
تقاضا کردند، دولت تصویب کرد که در ظرف پنج سال مبلغ مزبور را به دولت ایران بدهند و در عرض
١٠ سال سیصد میلیون بگیرند، می فهمید یعنی چه؟ دویست میلیون دلار، هر دلاری ٨ تومان در عرض
پنج سال وام بدهند به دولت ایران برای نظام و در عرض ١٠ سال سیصد میلیون، آن طور که حساب
کردند ٣٠٠ میلیون دلار از ایران بگیرند، یعنی ١٠٠ میلیون دلار یعنی ٨٠٠ میلیون تومان از ایران در
ازای این وام نفع بگیرند. معذالک ایران خودش را فروخت برای این دلارها، ایران، استقلال ما را
فروخت، ما را جزء دول مستعمره حساب کرد، ملت مسلم ایران را پست تر از وحشیها در دنیا معرفی
کرد، در ازای وام ٢٠٠ میلیون که ٣٠٠ میلیون دلار پس بدهند. ما با این مصیبت چه بکنیم؟
روحانیون با این مطالب چه بکنند؟ به کجا پناه ببرند؟ عرض خودشان را به چه مملکتی برسانند؟
کاپیتولاسیون مخالف رأی ملت است
سایر ممالک خیال می کنند که ملت ایران است، این ملت ایران است که این قدر خودش را پست
کرده است، نمی دانند این دولت ایران است، این مجلس ایران است، این مجلس است که هیچ ارتباطی