اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٩٣ - سابقه سیاست خارجی آمریکا
مقدمه
مطالعه سند حاضر ما را به این حقیقت رهنمود می کند که چگونه دست اندرکاران سیاست خارجی
آمریکا اهداف توسعه طلبانه و امپریالیستی خود را، در پشت کلمات مقدسی مانند صلح طلبی، حقوق
بشر، کمکهای اقتصادی و غیره پنهان می کنند. آنها در مخفی نمودن اهداف واقعی خود، تا آنجا پیش
رفته اند که در اسناد طبقه بندی شده و برای مأموران دیپلماسی تحت امر خود نیز آن را به صورت
حقایقی بدیهی و اصولی انسان دوستانه مطرح نموده اند به گونه ای که امر بر خودشان نیز مشتبه شده و
هیچ قبحی در نظریات خویش نمی بینند. البته بدیهی است که الزاما تمامی دیپلماتهای آمریکایی در
جریان دانسته ها و ماهیت طرحهای طراحان مرکز نبوده و شاید اشاره به این واقعیتها اثراتی منفی در
عملکرد و تبلیغات این افراد داشته باشد.
از روزی که غرب با استفاده از شعارهای انسان دوستانه برای به انقیاد درآوردن کشورهای جهان
سوم قیام نمود، عده ای از روشنفکران! این جهان! نیز آن را باور نموده و در پی آن روان شدند و اکنون
ایالات متحده، خود نیز بر این باور شده است که رسالتی جاویدان در رهایی بشر! و کسب حقوق! آن
دارد. رسالت روشنفکر واقعی جهان سوم، خصوصا کشورهای اسلامی آن است که تفاوت عظیم
موجود بین این ادعا و واقعیت امر را برای جهانیان مخصوصا ملل اسلامی روشن نماید.
امید است با عنایت به این مقدمه و اسناد موجود در کتاب، قدمی در روشن نمودن این امر خطیر
برداشته شود.
سابقه سیاست خارجی آمریکا
سابقه سیاست خارجی آمریکا
پس از استقلال آمریکا، طی جنگهای ١٧٨٣ ١٧٧٥ و بالا رفتن میزان قدرت ایالات متحده و در
کنار آن افول قدرت استعماری اسپانیا در آمریکای لاتین و استقلال مستعمرات اسپانیا، ایالات متحده
با اعلان دکترین مونرو (١٨٢٣) قدم به عرصه سیاست جهانی گذاشت. این دکترین که توسط جیمس
مونرو رئیس جمهوری وقت آمریکا اعلام شد، شامل سه ماده می گردید:
(الف) عدم دخالت مستعمراتی اروپا در امور آمریکا (شمالی و جنوبی)
(ب) عدم دخالت دول متحده در مستعمرات اروپا در آمریکای لاتین
(ج) عدم دخالت آمریکا در امور داخلی کشورهای اروپایی(١)
پس از اشغال اراضی وسیعی از مکزیک (١٨٣٨) و نیز پایان جنگهای داخلی آمریکا (١٨٦١