اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤١٣ - کشورهای رو به رشد، امکانات نفتی، سیاستها و محدودیتها
زمینها را از طریق تماسهایش با کمیته محلی دوباره به دست بیاورد، چون در آن زمان مورد سوءظن
نبود. محصولات املاک بدون دردسر درو شد و خرمنها جمع آوری شد و به دفتر کشاورزی کرمانشاه
فروخته شد. اخیرا رئیس دفتر کرمانشاه از پرداخت هرگونه وجهی به جهانشاه امتناع ورزیده و اظهار
می دارد که او هیچ پولی به پالیزبان پرداخت نخواهد کرد. جهانشاه در تلاش بود که این موضوع را
پی گیری کند که ناگهان موقعیت خودش نامشخص شد. روزنامه کرمانشاه در هفته دوم اوت نام او را
منتشر کرد و درخواست نمود که هر کس از او شکایتی دارد آن را به دفتر دادستان انقلاب کرمانشاه
ارائه کند. قبل از آن موقع تنها دردسری که جهانشاه با کمیته داشت ٢ جلسه بازجویی کوتاه در تهران
بود. او بازجویی را مؤدبانه و حتی دوستانه توصیف کرد. بازپرسها علاقه مند به دانستن محل اختفای
برادرش بودند.
جهانشاه پالیزبان ممنوع الخروج از ایران نبوده و در نظر داشت که در ٢٥ اوت (٣ شهریور) عازم
آمریکا شود. در ٢٢ اوت به وسیله یک دوست که در نزدیکی اقامتگاه او در تهران زندگی می کند به او
تلفن شد و گفته شد که به آپارتمانش برنگردد، زیرا پاسداران انقلاب در همان لحظه برای پیدا کردن او
وارد آپارتمان شده اند. وقتی من جهانشاه را در ٢٣ اوت دیدم ظاهرا در مخفیگاه بود. پاسپورت او هم
اکنون در فرودگاه است تا قبل از پروازش آن را بگیرد، ولی جهانشاه معتقد بود که اگر او بخواهد از
طریق فرودگاه مهر آباد خارج شود بازداشت و دستگیر خواهد شد. او در تلاش بود که در مورد نحوه
عمل تصمیم بگیرد و راههای چاره او اینها بود: ١ از طریق مرز کردستان از ایران فرار کند.
٢ تلاش کند که از بلیط هواپیمایش استفاده کند و در مورد دستگیری ریسک کند و یا ٣
خودش را به دفتر دادستان انقلاب در تهران معرفی کند، البته پس از اینکه از یکی آیت اللّه بخواهد تا
برایش پادرمیانی کند.
ژنرال پالیزبان، همسر و فرزندان بر طبق گفته جهانشاه همسر ژنرال در امان است، ولی از اظهار
جزئیات مربوط به محل اختفای او طفره رفت. او گفت «عملاً وی (همسر پالیزبان) در خارج از ایران
است.» داماد ژنرال پس از انقلاب توسط پاسداران کمیته دستگیر شد و به مدت سه هفته در ضمن
اینکه راجع به محل ژنرال مؤاخذه می شد، در زندان نگهداشته شد یک پسرش (انوشیروان) در کالیفرنیا
به مدرسه می رود. پسر دیگر که دانشجوی مدرسه کشاورزی کرمانشاه بوده پس از انقلاب دستگیر
می شود، ولی ظاهرا در امان است. جهانشاه در ابتدا اظهار داشت که نمی داند برادرش کجاست، ولی
بعدا اشاره کرد که او ممکن است هنوز در منطقه کردستان ایران باشد. او گفت در زمان جنگ جهانی
دوم برادرش موفق شده بود که به خاطر شناختش از منطقه کردستان به مدت ٦ ماه نیروهای دشمن را
از سر باز کند و در آن زمان مقامات هرگز موفق به یافتنش نشدند. از آن به بعد او این شانس را داشته
است که تماسهای وسیعی با مردم منطقه داشته و تجربه خیلی ارزشمندی نیز در مورد عملیات
اطلاعاتی ارتش ایران دارد. بنابراین پیدا کردن او کاری است تقریبا غیر ممکن.
مترینکو
خیلی محرمانه
کتاب شصت و نهم
کشورهای رو به رشد، امکانات نفتی، سیاستها و محدودیتها