اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ١٨٢ - نگرش کلی
در ماههای اخیر و کمبود جهانی متعاقب آن، سعودیها قسمت عمده ای از قدرت نفوذ خویش در
خط مشی قیمت گذاری اوپک را از دست داده اند.
عامل دیگری که بر دیدگاه های کشورهای نفت خیز درباره سطح تولید مؤثر بوده است، انباشتگی
ارز رسمی خارج آنان است (به نمودار شماره ٢ رجوع کنید). علیرغم انگیزه های شتابنده توسعه
اقتصادی و برنامه های عظیم مربوط به کمکهای خارجی، جمعیت اندک و تواناییهای ناچیز برای
جذب، مانع استفاده کامل از درآمدهای نفتی بوده است. در عرض پنج سال، میزان دارایی ذخیره
خارجی رسمی (در تملک دولت) منطقه از نسبت ٥% در جهان آزاد به ١٧% در سال ١٩٧٨ رسیده
است. چهار تولیدکننده اصلی نفت اکنون دارای بیش از ١٠٥ میلیارد دلار (دارایی ذخیره) و کل شبه
جزیره ١٠٨ میلیارد دلار می باشند که قسمت عمده آن در خزانه های آمریکا و اروپای غربی قرار
دارد. عربستان سعودی به تنهائی از دارایی ارزی بیشتری از هر یک از کشورهای آلمان غربی و ژاپن
برخوردار است. در نتیجه این ذخایر انعطاف مالی عظیمی ایجاد شده است، به طوری که کشورهای
ثروتمندتر قادرند برای ٢٠ تا ٤٥ ماه واردات خود را تأمین نماید در مقایسه با استاندارد عمومی ٥
ماه در کشورهای کمتر رشد یافته (S-NF).
درآمدهای نفتی به طور معتنابهی توانایی تولیدکنندگان بزرگ منطقه را تقویت نموده است. ترس از
محاصره شوروی و از اعراب رادیکال (تندرو) منجمله یمن جنوبی واقع در خود شبه جزیره
کشورهای محافظه کار را واداشته است، که از غرب و خصوصا از ایالات متحده آمریکا طلب حمایت
نمایند. در عین حال، این کشورها، از طریق کمکهای وسیع، بر وحدت اعراب تأکید ورزیده اند.
کمکهای اهدایی چهار کشور بزرگ تولیدکننده نفت شبه جزیره عربستان به کشورهای عرب درگیر
مصر، اردن و سوریه در گردش امور آنان بسیار مؤثر بوده است. کمکهایی همچنین در اختیار
همسایگان فقیرتر، نظیر بحرین، عمان و دو کشور یمن، در جهت حفظ ثبات در شبه جزیره، قرار گرفته
است.
روی هم رفته این سیاستها حداقل راهی برای نفوذ دولتهای محافظه کار شبه جزیره جهت تعدیل
تصمیمات مربوط به امور اعراب گشوده و به حفظ اعتبار خلیج در اخوت عرب کمک نموده است.
کمک به کشورهای کمتر پیشرفته جهان، که بهتر است به دست ودل بازی اجباری تعبیر شود، عمدتا
منحصر به کشورهای مسلمان بوده است (به نمودار شماره ٣ رجوع شود). این کمک در سال ١٩٧٧
بیش از میزان کمکی بوده که توسط ایالات متحده آمریکا انجام گرفته است. در حقیقت میزان کمکهای
خارجی به عنوان درصدی از تولید ناخالص ملی (GNP) خارق العاده بوده، به ٤٠% برای عربستان
سعودی و ١٠% برای کویت بالغ گردیده است.
رونق اقتصادی
ترقی بهای نفت در دهه ٨٠ ١٩٧٠، به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحرک و پول لازم جهت تنوع
در سیستمهای اقتصادی کلیه کشورهای شبه جزیره عربستان را تأمین نمود. این گونه، روند
تجدد گرایانه ای آغاز گردید که شکافی روز به روز وسیعتر میان ارزشهای اقتصادی و اجتماعی از یک
سو و نظامهای سیاسی که در محدوده این ارزشها بایستی عمل نماید از سوی دیگر، ایجاد می نماید.