اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤٦ - چه اشتباهی در ایران رخ داد؟
خارجه، سفارت (و احتمالاً دولت، گرچه یک مقام تازه کار چون من نمی تواند در این مورد با قاطعیت
اعلام نظر کند.) بر ارسال گزارشهایی خطیر در انتقاد از شاه استوار بود. در طول خدمت خود در تهران
در سالهای ٧٥ ١٩٧١ نیز شاهد پیگیری همین سیاست بودم. پس از مطرح کردن این سؤل به طور
کلی، به من گفته شد که اطلاعات خطیر می تواند به خارج رخنه کرده و توسط دشمنان شاه در
واشنگتن مورد استفاده نادرست قرار گیرد. در مورد یک موضوع خاص وقتی که به من دستور داده شد
که در مورد ازدواج موقت شاه با یک زن ایرانی گزارشی ارسال ننمایم، به من اطمینان داده شد که این
موضوع در نامه های رسمی و غیر رسمی به طور کامل مطرح شده است. ولی به نظر من نمی توان به
این ترتیب جامعه اطلاعاتی را در جریان یک رویداد مهم قرار داد.
از طریق تحمیل این سیاست اصولاً غیر صادقانه در طول دهه گذشته وزارت خارجه خود را از
اطلاعاتی محروم نمود که می توانست آمریکا را بهتر از پیش آماده پذیرش رویدادهای اخیرا ایران
سازد.
محدود شدن تماسهای بین سفارت و کسانی که تماس آنها با ما از نظر شاه مانعی نداشت نیز این
خطا را شدت بیشتر بخشید. تماس با رهبران جناح مخالف و تشکیلات اسلامی ممنوع شده بود. به
جای آن سفارت می بایست تنها با همان محفلی از رابطها تماس بگیرد که طی ٢٥ سال گذشته آنان را
در اختیار داشته است. به طور کلی این افراد حامی شاه بودند. ثروت، قدرت نفوذ و تا حدودی رفاه
جسمانیشان به ادامه الطاف سلطنتی بستگی داشت. لیکن در نگرش به ایران از دید آنها ما نیز این
کشور را مانند یک سلطان می دیدیم. بنابراین شگفت آور نیست که ببینیم اکثر گزارشهای ارسالی در
حمایت از شاه و برنامه هایش بوده اند.
حتی در صورتی که می خواستیم نظریات تمام عناصر جامعه ایران را گزارش کنیم، فقدان مقاماتی
که در زمینه کاربرد زبان فارسی شایستگی داشته باشند، کار ما را با موانع خاصی روبرو می ساخت.
حفظ تماس با سران اسلامی و بازاری، بدون وارد بودن به زبان فارسی غیر ممکن است و همین
مسئله در مورد بسیاری از اساتید و دانشجویان دانشگاهی نیز صادق است. یک مسافر در سفر خود به
استانها اگر نتواند به زبان مردم صحبت کند، در هاله ای از جهالت خواهد ماند.
روسها قبل از ارسال هریک از مأمورین خود به ایران قبلاً آنها را به مدت پنج سال در زمینه
مطالعات شرقی آموزش می دهند، تا به محض ورود بتواند به زبان فارسی تکلم کرده و حتی بنویسند.
امکان در پیش گرفتن برنامه ای مشابه برنامه های روسی عملی نیست، ولی مقامات ما خوشبختند که
می توانند حداقل مدت ١٠ ماه در زمینه زبان فارسی آموزش ببینند. لیکن قبل از ورود به محیط تهران
که زبان انگلیسی در آن کاملاً رایج است، باید آموخته های خود در آمریکا را طی یک دوره شش
ماهه در یکی از دانشگاههای ایرانی خارج از تهران مانند دانشگاه فردوسی مشهد که برنامه فارسی
بسیار خوبی دارد تقویت نمایند. گذراندن این دوره سخت برای تمام مقامات متخصص زبان آسان
نیست ولی باید از مقامات سیاسی خواسته شود که این دوره را حتماً بگذراند.
با بررسی وقایع گذشته واضح است که ما به جاهل و غافل ماندن خود در مورد بسیاری از
جنبه های شرایط ایران از طریق وارد شدن از آسانترین راه ممکن کمک کرده ایم. ما راهی نداشتیم مگر
آنکه با حاکم مطلق ایران که در هر حال تمام امکانات را در اختیار ما قرار می داد، برخورد داشته