اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤٠٤ - فیروز شریفی
نصف نان سر می کنند. لعنتیها آنها می توانند گرسنه بمانند، ولی خمینی را به خاطر بدبختیشان دوست
می دارند و ما هم نمی دانیم چکار کنیم. ما طرحی داشتیم تا تلویزیون را منفجر کنیم. ما تانکر پیدا
کردیم و آن را با ٥٠٠٠ کیلو تی ان تی پر کردیم، ما می خواستیم آن را در برابر ساختمان تلویزیون
بگذاریم و با انفجار آن همه را بکشیم، ولی بعدا فکر کردیم برای چی؟ برای کی؟ من از نظر سیاسی
قدرت طلب نیستم، این چیزها را نمی خواهم من فقط می خواهم کار ساختمانی لعنتی خودم را انجام
دهم، من می خواهم ودکا بنوشم، ایران برای من اهمیت دارد.من این کشور فاسد را دوست دارم،
می توانم برای آن بمیرم ولی باید بدانم چرا؟ من باید به لندن بروم.
١٣ در راه بازگشت به سفارت، در ماشین، شریفی گفت که می خواهد یک بار دیگر شانس خود
را بیازماید. او به زودی به آمریکا خواهد رفت. او در فکر ازدواج بود و پرسید آیا همسرش می تواند
کارت سبز بگیرد، چون خودش کارت سبز دارد. او توانسته مقداری پول خارج کند و گفت برای این
کار راههایی وجود دارد. عمویش می خواست دیسکوتکی در پاریس باز کند و گفت امکان دارد که
خود او در آنجا سرمایه گذاری کند چون معامله خوبی است و در یک منطقه ای خوب قرار گرفته با
آپارتمانهای زیادی که افراد جوانی در آن زندگی می کنند، احاطه شده است. او چندین تفنگ در منزل
داشت، گاهی اوقات آن را بیرون می آورد تمیز می کرد و دستش را روی آن می کشید و فکر می کرد
چقدر راحت می توان از آنها استفاده کرد. بنگ! یک ملا، بنگ، بنگ، یک امام. احتمالاً تا یک هفته
دیگر به واشنگتن خواهد رفت، ولی او مصرانه می گفت همان لحظه ای که تغییری در اوضاع اینجا پیدا
شود من با اولین هواپیما بر می گردم به این محل عوضی، به این زباله دانی بر خواهم گشت... چه
خوابهایی... چه رؤیاهایی.ناس سری
سند شماره (٤)
سری ٩ سپتامبر ٧٩ ١٨ شهریور ٥٨سری: تهران، ٩٨٩٧
از: سفارت آمریکا در تهرانبه: وزارت امور خارجه در واشنگتن دی.سی ٣٦٩١
موضوع: توطئه گران ایرانی
١ (سری تمام متن)
٢ طی صرف نهاری در ٦ سپتامبر با دوستی که تاجر ایرانی بود از کارمند سیاسی پرسیده شد که
آیا دولت آمریکا به طریقی از فیروز شریفی در کوششهایش برای تشکیل ائتلافی در جهت براندازی
دولت موقت، حمایت می کند یا نه. تاجر ایرانی گفت که شب قبل او به خانه عمویش احضار شده بود
تا با «فرد جالبی» ملاقات کند. این فرد جالب فیروز شریفی بود که طی برنامه غیر رسمی آن شب
حضار را مطلع ساخته بود که آمریکاییان از او خواسته اند تا گروهی برای به دست گرفتن دولت
تشکیل دهد. فیروز شریفی ظاهرا در چند روز آینده به پاریس می رود تا با گروههای تبعیدی مختلف
ملاقات کند. این تاجر گفت که دو فرد دیگر که در رابطه با بختیار بودند و اخیرا از پاریس آمده بودند
نیز در گردهمایی حضور داشتند.
٣ در صحبتی که روز بعد کارمند سیاسی با تاجر داشت، او را مطلع کرد که مشاور سیاسی
تامست با شریفی ملاقات کرده (تلگراف مرجع) و او از آمریکا کمک خواسته بود، ولی به او جواب رد