اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٣٧٣ - هاشم کامبخش نام رمز اس دی تندرا/١آخرین شغل سرهنگ نیروی زمینی
توضیحات ت/ا در پرانتزها اضافه شده است:
الف ت/ا اطلاعی درباره زیردریاییهای آلمانی یا ناوچه های هلندی نداشت. او اظهار داشت که با
شروع سقوط شاه فعالیت سازمانش متوقف شد (مثل اینکه کلیدش را خاموش کرده باشند) و از اسفند
١٣٥٧ در ادارات چیزی که بتوان نام کار واقعی روی آن گذاشت جریان نداشته است. سفارشهای
جاری هنوز مثل آب باریکه می آیند. اما اینها اقلامی بوده اند که پیش از خاتمه حکومت شاه
قراردادشان بسته شده بود. تا آنجا که ت/ا اطلاع داشت، در سازمان وی هنوز کاری از سر گرفته نشده
اگرچه از آبان ١٣٥٧ قدری تماسش با آنجا قطع بوده است (ت/ا توضیح داد که کار وی اطلاع از امور
جاری سازمان خود نیست زیرا فقط مسئولیت جوانب امنیتی فعالیت آن سازمان بر عهده اوست. او از
سابقه هرکس در سازمان اطلاع دارد، اما لزوماً نمی داند که همه آنها چه می کنند. او اظهار داشت که
مراتب شغلی تقریبا خوب رعایت می شوند. او فکر می کند که می تواند چیزهای بسیار بیشتری درباره
سازمانش بداند، اگر این چیزی است که ما می خواهیم، چون یکی از بهترین دوستانش اخیراً مسئول
کل سازمان شده است).
ب ت/ا از (آرایشهای رزمی م) چندان اطلاع نداشت. او گفت که به طور کلی وضع نگهداری
تجهیزات در ارتش ضعیف است و بسیاری از تجهیزات گرانقیمت بخشهای مختلف ارتش در اکثر
اوقات به کار گرفته نشده اند و در این دوره از ارتش، او می ترسد اوضاع بسیار بدتر باشد، روحیه
(ارتش) پیش از سقوط شاه خوب بود. ت/ا تخمین زد که در آن موقع ٩٥ درصد ارتشیها راضی بودند
و از آن مهمتر نسبت به وظایف و مراتب خود «مسئول» بودند. حالا عوض شده اند و تخمین زد که
فقط ٢٥ درصد از کادر وظیفه هنوز مشغول خدمت هستند و اکثراً یا ترک خدمت کرده اند یا به صفوف
پاسداران انقلاب پیوسته اند، یا آنکه خیلی ساده به خانه های خود رفته اند. درجه داران و رده های بالاتر
آنها سر خدمت هستند اکثراً به این لحاظ که به حقوق احتیاج دارند این به شعبات فنی ارتش مثل
واحدهای تجهیزات مکانیکی و نیروی هوایی امکان می دهد تا حدی فعال باشند، چون درجه داران
هنوز در مشاغل خود هستند، روحیه ها خراب است. اما هیچ کس نمی داند چه باید بکند، بنابراین کار
در حال حاضر با نیروی محرکه خودش جلو می رود.
ج ت/ا درباره مقدورات و مقاصد عراقیها چیزی نداشت که بگوید. او درباره خط مشی فعلی
ایران در قبال عراقیها چیزی نمی دانست، اما گفت «چنین چیزی وجود ندارد».
د تنها خبری که وی درباره مناسبات بین ایران و دولت ایران (احتمالاً منظور دولت آمریکا بوده
است م) داشت خبر آموزش ٣٠ کارآموز سازمان صنایع نظامی در آلمان غربی بود. کارآموزان دوره
فنون و تشکیلات صنعتی می بینند و قرار شده در اواخر سال ١٩٧٩ به ایران بازگردند. تا آنجا که ت/ا
می داند این آموزش با وقوع انقلاب قطع نشده است و هیچ یک از کارآموزان فرا خوانده نشده اند. ت/ا
نمی تواند بگوید پس از بازگشت گروه تعلیمی فعلی باز هم آموزش در آنجا از سر گرفته می شود.
ه ت/ا در مورد این مسئله بسیار احساساتی شد و چندین بار اظهار داشت که سپاهیان انقلاب
چیزی نیستند جز «تازه کارهای جوانی» که با سلاحهای ارتشی (که از انبارهای ارتش دزدیده بودند)
مسلح شده اند. ت/ا فکر می کند که این گروهها بسیار بی نظم و فاقد توانایی رزمی حقیقی می باشند
(ت/ا اظهار داشت که یک «تیپ خوب و وفادار از سربازان ارتش می تواند تمام کشور را در دست