اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٤٧ - اعتصاب در صنعت نفت ایران
مقدمه
استعمار آمریکا از ذخایر هنگفت نفت خود استفاده
نمی کند واز دیگری می خرد که برای مصالح کشورش
محفوظ باشد، ولی شاه این طلای سیاه رامی فروشد و
خزانه ایران و ملت را تهی می کند و درآمد آن را به جای
اینکه صرف این ملت پابرهنه و گرسنه نماید به اربابان
استعمارگرش وام می دهد و یا اسلحه های خانمانسوز و
مخرب می خرد تا از منافع و مطالع استعمارگران در ایران و
منطقه نگهبانی کند.
امام خمینی ٢١/١٢/٥٣
در جریان رشد نهضت اسلامی بر علیه نظام ستمشاهی حضرت امام رهبر آگاه و هوشمند نهضت،
با صدور فرمان اعتصاب سراسری بر علیه رژیم یکی از اساسی ترین ضربه ها را بر پیکر فرسوده آن
وارد کرده و مقدمات فروپاشی و اضمحلال کامل نظام را فراهم ساخت. پشتیبانیها و حمایتهای بعدی
رهبری از اعتصابات و متعاقب آن اجابت بی دریغ ملت از فرامین امام را می توان در حقیقت نفی کامل
رژیم از طرف گروندگان به انقلاب اسلامی به شمار آورد. با این حرکت رژیم در مرحله احتضار قرار
گرفت و با قیام خونین ٢٢ بهمن آخرین نفسهای دستگاه شاهی گرفته شد و نظام شاهنشاهی در قعر
تاریخ پر از ظلم و جور خویش مدفون گردید.
برای آنکه تحلیلی هر چند مختصر بر نحوه وارد آمدن این ضربه داشته باشیم، باید به ساختار
اقتصادی رژیم شاه نظری افکنده و در این راستا چگونگی تأثیر ضربه را بررسی نماییم. اقتصاد
شاهنشاهی اقتصادی وابسته و نیروی محرکه آن بنا به ماهیتش، درآمدهای نفتی بود. تاریخچه ورود
درآمد حاصل از نفت به درآمدهای عمومی و بودجه دولتی به سالهای کشف نفت در ایران و قرارداد
دارسی برمی گردد، اما از کودتای آمریکایی ٢٨ مرداد ١٣٣٢ و در پی انعقاد قرارداد جدید با کنسرسیوم
و همزمان با تدوین و پیاده شدن برنامه های عمرانی دوره ای، موقعیت درآمدهای نفتی در بودجه
دولتی سال به سال مستحکمتر شد و همین امر ماهیت اقتصاد ایران را دگرگون کرده و آن را به جایی
رسانید که «اقتصاد تک پایه ای» لقب گرفت. در کنار اهمیتی که نفت برای توسعه اقتصادی غرب داشته
است و نقش آن در برنامه ریزیهای اقتصادی بلوک غرب رشد و تکامل این روند عمدتا به لحاظ داخلی
به دلایل زیر صورت گرفت: