شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٧ - اولياى خدا و عنايات خداوند
خداهستند وعمر خود را به آرزوى ديدار محبوب سپرىكردهاند و حاضرند جان خود را در راه لقا و ديدار محبوب ببازند. خدا هنگام مرگ، لقاى خود را نصيب آنها مىكند، سپس آنها احساس مىكنند جانشان در دست خداست و او خود جانشان را مىگيرد. آنان به مانند كسى كه سالها از معشوق خود دور افتاده است وپس از آن به وصال او مىرسد و معشوق در آغوشش مىگيرد، احساس سرور و شادمانى مىكنند. نه تنها هنگام مرگ بيم و هراس ندارند، بلكه به لذتى دست مىيابند كه با هيچ چيز قابل مقايسه نيست و آن اينكه خود را در آغوش معشوق مىيابند.درباره ارزش و عظمت اين مطلب انسان هر چه بينديشد كم است، چرا كه اين مقام به انبيا و اولياى خاص خدا اختصاص دارد و آن شخص به مقامى رسيده كه از مقام مَلَك مقرب الهى، حضرت عزرائيل، نيز بالاتر است و او اجازه قبض روحش را ندارد. در روايات آمده است كه براى اوليا و دوستان خاص خدا مراتبى است كه ملائكه بدانها نمىرسند، اين روايت نيز به همين معنا اشاره دارد: وقتى ملك الموتاو را قبض روح نمىكند، يعنى مقام او از مقام ملكالموت بالاتر است و آن قدر ترقى كرده كه از چهار ملك مقرب كه يكى از آنها حضرت عزرائيل است، نيز بالاتر رفته تا آنجا كه تنها خداوند متعال عهدهدار قبض روح او مىگردد.خداوند در اين باره كه بعد از قبض روح با او چه مىكند مىفرمايد:«وَ لاََفَتِّحَنَّ لِرُوحِهِمْ اَبْوابَ السَّماءِ كُلَّها»همه درهاى آسمان را در برابر روح آنها مىگشايم.ما نمى دانيم خداوند چگونه روح آنها را قبض مىكند و درهاى آسمان چگونه است و چگونه روح از درهاى آسمان عبور مىكند؟ حقيقت اين مطالب براى ما روشن نيست. براى تقريب به ذهن بايد گفت: مقام عالى قرب الهى به آسمانهاى بس بلند و مرتفع تشبيه گرديده كه تنها اوليا و دوستان خدا را بدان راه است.خداوند درباره مجرمان و تبهكاران مىفرمايد:«... لاتُفَتَّحُ لَهُمْ اَبْوابُ السَّمآءِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتّى يَلِجَ الْجَمَلُ فى سَمِّ الْخِياطِ...»[١]
[١] اعراف/٤٠.