شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٧ - تفاوت بارز اهل آخرت با دنياپرستان
چون آن لذت نيز براى آنان نقد است. اين برداشتى بود از جمله «قَدْ صارَتِ الدُّنْيا وَ الآخِرَةُ عِنْدَهُمْ واحِدَة» ولى اين حقيقت مرتبه بالاترى نيز دارد و آن اينكه برخى به مقامى مىرسند كه تنها به عالم آخرت مىنگرند و دنيا در نظرشان فانى و زودگذر است.
امام صادق(عليه السلام) فرمود: «روزى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) نماز صبح را با مردم بر پاى داشت ، سپس در مسجد نگاهش به جوانى [زيد بن حارثه] افتاد كه چرت مىزد و سرش پايين مىافتاد، رنگش زرد بود و تنش لاغر و چشمانش به گودى رفته بود.
«فَقالَ لَهُ رَسُولُ اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم) كَيْفَ اَصْبَحْتَ يا فُلانُ؟ قالَ: اَصْبَحْتُ يا رَسُولَ اللّهِ مُوقِنا»
رسولخدابهاو فرمود:حالت چگونهاست؟عرضكرد:يارسولاللّه؛منبهيقيندست يافتهام.
«فَعَجِبَ رَسُولُ اللّهِ مِنْ قَولِهِ وَ قالَ: اِنَّ لِكُلِّ يَقين حَقيقَةً فَما حَقيقَةُ يَقينِك»؟
رسول خدا از گفته او در شگفت شد [خوشش آمد]و فرمود: همانا هر يقينى را حقيقتى است، حقيقت يقين تو چيست؟
«فَقالَ: اِنَّ يَقينى يا رَسُولَ اللّهِ هُوَ الَّذى اَحْزَنَنى وَ اَسْهَرَ لَيْلى وَ اَظْمَأَ هَواجِرى فَعَزَفَتْ نَفْسى عَنِ الدُّنْيا وَ ما فيها حَتّى كَأَنى اَنْظُرُ اِلى عَرْشِ رَبّى وَ قَدْ نُصِبَ لِلْحِسابِ وَ حُشِرَ الْخَلائِقُ لِذلِكَ وَ اَناَ فيهِم»
عرض كرد: يا رسول اللّه اين يقين مرا اندوهگين ساخته است و با بيدارى شب و تشنگى روزهاى گرم قرينم گردانيده است. از دنيا و آنچه در اوست بىرغبت گشتهام. گويا عرش پروردگارم را مىبينم كه براى رسيدگى به حساب خلق بر پا گرديده است و مردم براى حساب گرد آمدهاند و من در بين آنهايم.
«وَ كَاَنّى اَنْظُرُ اِلى اَهْلِ الْجَنَّةِ، يَتَنَعَّمُونَ فىِ الْجَنَّةِ وَ يَتَعارَفُونَ وَ عَلى الاَْرائِكِ مُتَّكِئُونَ وَ كَاَنّى اَنْظُرُ اِلى اَهْلِ النّارِ وَ هُمْ فيها مُعَذَّبُونَ مُصْطَرِخُونَ وَ كَاَنّى الاْنَ اَسْمَعُ زَفيرَ النّارِ يَدُورُ فى مَسامِعى»
گويا اهل بهشت را مىنگرم كه در نعمت مىخرامند و بر كرسىها تكيه زده و يكديگر را معرفى مىكنند و گويا اهل دوزخ را مىبينم كه در آنجا معذبند و به فرياد رسى ناله مىكنند و گويا اكنون آهنگ زبانه كشيدن آتش دوزخ در گوشم طنين انداز است.