شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٥ - طريق وصول به محبّت الهى
فرشتگان ميگويند: چه نيكوست پاداش اهل عمل.
در ادامه حديث معراج خداوند ميفرمايد:
«و لَيْسَ لِمَحَبَّتى عَلَمٌ و لا نِهايَةٌ»
براى محبّت من حدّ و نهايتى نيست.
و نيز ميفرمايد:
«كُلَمّا وَضَعْتُ لَهُمْ عَلَماً، رَفَعْتُ لَهُمْ عَلَماً...»
هرگاه نشانهاي را فرود آورم، متعاقباً علم و نشانه ديگرى براى آنها قرار ميدهم.
سرّ اين تعبير اين است كه در گذشته راههاى حادثه آفرين و خطرناكى وجود داشته كه از اعماق بيابانهاى وسيع و لم يزرع ميگذشته است، لذا براى هدايت و راهنمايى رهگذران، علامتهايى را نصب ميكردند، اگر با وزش طوفانها شنهاى بيابان به حركت آمده و جادّهها را ميپوشانيد، به وسيله آن علايم، راه اصلى را پيدا كرده و به سفر خود ادامه ميدادند. از اين رو از هر عَلَمى كه ميگذشتند، براى ادامه راه خويش، به نشانه ديگرى احتياج داشتند و بى آن نشانهها، توانايى ادامه حركت و نجات از حوادث احتمالى را نداشتند. لذا خداوند سبحان ميفرمايد: من تا آخر راه با آنان همراه بوده و آنها را از راهنمايى خويش محروم نميسازم: از هر عَلَمى كه بگذرند عَلَم و نشانه ديگرى فرا روى آنها قرار ميدهم تا از هدايت و راهنمايى من برخوردار باشند و بى راهه نروند.
آرى از عنايات ويژه ذات اقدس حق به اوليا و دوستان واقعى اش، توجّه و هدايت همه جانبه و دايمى اوست، به گونهاي كه آنان را از لغزش و تزلزل رهايى ميبخشد.