شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٩ - انديشه در نماز و عظمت خداوند
«... وَ اِذا صَلَّيْتَ فَصَلِّ صَلاةَ مُوَدِّع»[١]
وقتى نماز مىخوانى فرض كن (در آستانه مرگ هستى) آخرين نمازت را مىخوانى.
ما وقتى نماز مىخوانيم، نمىدانيم كه موفق مىشويم نماز ديگرى بخوانيم يا نه، لذا امام مىفرمايد فرض كن اين آخرين نمازى است كه مىخوانى. اگر انسان بداند، از عمرش تنها به اندازه خواندن چند ركعت نماز باقى مانده است، حواسش را جمع مىكند و سعى مىكند نمازش را بهتر و شايستهتر به جا آورد، حال كه ما نمىدانيم عمرمان تا كى باقى است، فرض كنيم اين آخرين نمازى است كه بجا مىآوريم. چنين تصورى باعث مىگردد در برابر شيطان مقاومت كنيم و او را از خود برانيم و از لحظات و دقايقى كه در نماز سپرى مىكنيم، بهره شايان ببريم. شكى نيست كه چنين حالتى در پديد آمدن حضور قلب مؤثر است. البته بعد از نماز نيز انسان نبايد از خدا غافل گردد و از توجه و محضر خدا، روى برگرداند و به امور ديگر بپردازد.
آيا بعد از ساليانى كه از دوستتان دور ماندهايد و اكنون موفق شدهايد با او ملاقات كنيد و از حضورش استفاده كنيد، بعد از ملاقات، فوراً از جاى برخاسته و بدون خداحافظى از او جدا مىشويد؟ كسى كه به مجرد گفتن «السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته» از جاى برمىخيزد و به دنبال كارش مىرود، گويا تا حال نزد خدا زندانى بود و انتظار مىكشيد هر چه زودتر درب زندان و قفس گشوده گردد، تا خود را نجات دهد!
لازم است بعد از نماز، انسان دست به دعا بلند كرده و به خود و ديگران دعا كند. در روايتى پيامبر نقل مىكنند كه خدا فرمود:
«مَنْ اَحْدَثَ وَ لَمْيَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفانى وَ مَنْ اَحْدَثَ وَ تَوضَأَ وَ لَميُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ فَقَدْ جَفانى وَ مَنْ احدثَ و تَوَضَّأَ و صَلّى رَكْعَتَيْنِ وَ دَعانى وَ لَمْاَجِبْهُ فيما سَأَلَنى مِنْ اُمُورِ دينِه وَ دُنْياهُ، فَقَدْ جَفَوْتُهُ وَ لَسْتُ بِرَبٍّ جاف»[٢]
كسى كه وضويش باطل شود و تجديد وضو نكند، به من جفا كرده است و نيز اگر
[١] بحارالانوار، ج ٦٩، ص ٤٠٨ [٢] بحارالانوار، ج ٨٠، ص ٣٠٨.