شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٩ - تقسيمات سه گانه عبادت پيشه گان
برخى از افراد نا آشنا به حقايق و معارف الهى، در نوشتهها و گفتههاى خود مطرح مىسازند كه علاقه به نعمتهاى بهشتى و يا ترس از عذاب جهنم، چيزى اندك و بىمقدار است و نوعى خودپرستى است، انسان بايد دنبال ارزشها باشد، نه اينكه همواره طالب راحتى خود و نجات از عذاب باشد. انسانهاى والا ارزشها را دوست دارند نه نعمتها را! اين سخن حقى است، ولى در جاى خود گفته نشده است. بايد گفت انسان والا كسى است كه به آخرت و بهشت و جهنم يقين و اعتنا دارد، ولى چون دل به رضاى خدا بسته است، به آنها اعتنا نمىكند. نه آنكه به عذاب اخروى و نعمتهاى بهشتى اعتنايى ندارد، چون بدانها ايمان ندارد و آنها را باور نكرده است. بعلاوه ارزشها در نظر اين گويندگان امور وهمى و خيالى است كه در بهترين شكلش، كمال نفس به حساب مىآيد و اين خود، به خودخواهى بر مىگردد!
كسانى كه چنين مىگويند در واقع نمىدانند بندگى آزادگان و احرار و يا آنچه در بيان على(عليه السلام) آمده است كه «وَجَدْتُكَ اَهْلا لِلْعِبادَة» چگونه است. پى نبردهاند كه على(عليه السلام)و ساير اولياى خدا، به مانند روز به بهشت و جهنم يقين داشتهاند. در حالى كه شعلههاى آتش را مىديدند و زفير و شهيق (شيهه) جهنم به گوششان مىرسيد، بدان اعتنايى نمىكردند، چون از امر مهمترى نگران بودند و مىترسيدند از عنايت محبوب محروم بمانند.
شايد آيه شريفه: «اِنّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيرا» بدين معناست: روزى كه از رحمت الهى محروم گرديم، جهان براى ما تيره و تار مىگردد. وقتى كه رضوان الهى شامل ما نگردد و احساس نكنيم مرهون لطف و محبت خدا گشتهايم، آن روز براى ما تيره و تار خواهد بود، حال چه در بهشت در كنار حورالعين باشيم و چه در جهنم. اين سخن از زبان كسى رواست صادر گردد كه فرمود:
«فَهَبْنى يا اِلهى وَ سَيِّدى وَ مَوْلاىَ وَ رَبّى صَبَرْتُ عَلى عَذابِكَ فَكَيْفَ اَصْبِرُ عَلى فِراقِك»[١]
خدايا گيرم بر عذاب تو (با آن شرارهاش) صبر كردم، چگونه بر فراق تو صبر كنم؟
او كه تلخى فراق را درك مىكند، ديگر عذاب جهنم برايش اهميتى ندارد، لذا مىگويد: «ما
[١] دعاى كميل، على(عليه السلام).