شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦١ - آخرت دوستان و توجه به خدا
به كارهاى ديگر آنها را از توجه به محبوب باز دارد؛ گرچه از شدت توجه كاسته مىشود. پس نبايد پنداشت كه توجه به زندگى و اشتغالات دنيوى، انسان را از توجه به خدا باز مىدارد، بخصوص اگر انسان در هنگام عبادت سعى كند توجهاش فقط به خدا معطوف گردد. البته توجه به خدا و درك حضور او در ابتدا به رياضت و تمرين احتياج دارد.
امام موسى بن جعفر(عليه السلام) مىفرمايد:
«اُعْبُدِ اللّهَ كَاَنَّكَ تَراهُ فَاِنْ لَمْتَكُنْ تَراهُ فَاِنَّهُ يَراك»[١]
به گونهاى خدا را عبادت كن كه گويى او را مىبينى و اگر تو او را نمىبينى، (متوجه باش كه)او تو را مىبيند.
مرحوم علامه طباطبايى(رضي الله عنه) مىفرمودند: اين روايت اشاره دارد به دو مرحله از مراحل ذكر و توجه قلبى: مرحله اول اينكه انسان متوجه باشد خدا او را مىبيند و به رفتار او آگاه است، نظير كسى كه در اتاق دربستهاى است و مىداند از روزنه كسى به او نگاه مىكند؛ ولى او نمىتواند آن شخص را بيند. مرحله دوم اينكه احساس كند خدا را مىبيند: اگر انسان از آغاز با تمرين خود را متوجه اين موضوع سازد كه گرچه من خدا را نمىبينم، ولى خدا حاضر و ناظر است و عالم در محضر اوست، خداوند متعال به او كمك مىكند تا بهتر حضور او را درك كند. البته شناخت نحوه كمك و يارى خداوند از درك و فهم ما خارج است، ولى سربسته مىتوان گفت: گاهى خداوند براى از بين بردن غفلت انسان و توجه دادن او به سوى خود، وسايل و اسبابى را فراهم مىسازد.
چه بسا وقتى انسان غافل است و توجه او از خداوند قطع مىگردد، خداوند او را از غفلت نجات مىدهد و متوجه خود مىسازد و وقتى اين جلب توجه به خداوند همراه با محبت او باشد، براى انسان لذت فوقالعادهاى در برخواهد داشت. از آنجا كه غالب ادراكات ما حسى است و با امور معنوى كمتر انس داريم، براى تقريب به ذهن مثال محسوسى طرح مىكنيم: فرض كنيد دو نفر در مجلسى نشسته باشند و يكى از آن دو علاقه شديدى به ديگرى دارد، ولى نمىخواهد آن علاقه را اظهار كند تا ديگران بدان پى برند، گرچه همواره دلش متوجه محبوبش
[١] بحارالانوار، ج ٢٥، ص ٢٠٤