شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣ - توكّل در روايات معصومين
أَمَلَ غَيْرى بِالْيَأْسِ وَ لأََكْسُوَنَّهُ ثَوْبَ الْمَذِلَّةِ فى النّاسِ وَ لأَُبْعِدَنَّهُ مِنْ فَرَجى وَ فَضْلى، أَيُأَمِّلُ عَبْدى فى الشَّدائِدَ غَيْرى، وَالشَّدائِدُ بِيَدى وَ يَرْجُو سِوايَ وَ أَنَا الْغَنىُّ الْجَوادُ بِيَدِى مَفاتيحُ الأبْوابِ وَ هِىَ مُغْلَقَةٌ وَ بابِى مَفْتوُحٌ لِمَنْ دَعانِى؟»[١]
خداوند به يكى از پيامبرانش اين چنين وحى فرمود:
به عزّت و جلالم سوگند، هر كس به غير من اميد داشته باشد نااميدش خواهم كرد و در ميان مردم جامه ذلّت و خوارى بر او خواهم پوشاند و او را از فضل و گشايش خود دور خواهم داشت. آيا در حالى كه گرفتاريها به دست من گشوده مىشود، بنده من به ديگرى اميد بسته است و وقتى من، بىنياز و بخشايندهام و كليد درهاى بسته تنها در دست من است و آن را در برابر درخواست كننده مىگشايم، چگونه بندهام دست نياز به سوى غير من دراز مىكند و به او اميدوار است؟
بحث مزبور را با حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) تعقيب مىكنيم:
حسين بن عُلوان مىگويد: براى كسب علم و دانش در مجلسى نشسته بودم و هزينه سفر من تمام شده بود، يكى از دوستان به من گفت: براى اين گرفتارى به چه كسى اميدوارى؟
گفتم: به فلانى.
گفت: به خدا سوگند، حاجتت برآورده نمىشود و به آرزوى خود نخواهى رسيد و خواسته تو تحقّق نمىيابد.
اينكه او كلامش را با سوگند به خدا بيان كرد، مايه تعجّب و شگفتى حسين بن عُلوان گرديد، لذا به او گفت:
«وَ ما عَلَّمَكَ رَحِمَكَ اللّهُ؟»
تو از كجا مىدانى؟ خدا تو را بيامرزد.
وى در جواب گفت: از امام صادق(عليه السلام) شنيدم كه فرمود:
در يكى از كتابها خواندهام كه خداى متعال فرموده است: به عزّت و جلالم و به بزرگوارى و رفعت و استيلايى كه بر عرش دارم سوگند، هر كس كه به غير من اميد بندد نااميدش خواهم كرد
[١] به نقل از تفسير الميزان، ذيل آيه ١٨٦ سوره بقره.