شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٨ - ياد خدا و تكلم با او بهترين لذّت اولياى خدا
اينها به قدرى از رحمت خداوند دورند كه خدا با آنان سخن نمىگويد و به آنها نظرى نمىافكند.از اينجا بايد فهميد كه سخن نگفتن خداوند و نگاه نكردن او به بندگان چه عقوبت بزرگى است و برعكس نگاه كردن و سخن گفتن او چه رحمت بزرگى است. البته درك اين معنا امرى است مهم و قابل توجه. اتفاقاً اين مطلب را بچهها خوب درك مىكنند: وقتى يكى از دو بچهاى كه با هم دوستند و به يكديگر انس دارند، ديگرى را اذيّت كند، او اگر بخواهد دوستش را تنبيه و مؤاخذه كند، بالاترين كار اين است كه با او قهر مىكند. وقتى با او روبرو مىشود به او نگاه نمىكند و سربرمىگرداند، اگر حرف بزند جوابش را نمىدهد. اين براى بچههايى كه با هم انس دارند بدترين عقوبتهاست و هر قدر انس بيشتر باشد، اين عذاب دردناكتر خواهد بود. متأسفانه وقتى انسان بزرگتر مىشود، به جاى اينكه ادراكات لطيفش رشد كند، ادراكات حيوانىاش رشد مىكند. آن بچه با فطرت خود دريافته كه نگاه مهربان دوستش از همه لذّتهاى ديگر با ارزشتر است و ما چون تنها به شكم و زندگى حيوانى توجه داريم، اين نحو نيازها را درك نمىكنيم و غافليم از اينكه چه لذّتهايى براى ما مفيد است و خود را در حدّ حيوانات تنزّل دادهايم. لذّت ما به خوردن و آشاميدن و غرايز جنسى محدود گرديده است و از اينكه لذّتهاى انسانى چقدر با ارزشتر و لذّتبخشتر و لطيفتر است و اگر اندكى از آن نصيب انسان شود از لذّتهاى مادى و حيوانى صرفنظر مىكند، غفلت داريم.متأسفانه لذّتهاى مادى ما را به خود مشغول ساخته و از درك لذّتهاى معنوى و انسانى باز مىدارد و نمىگذارد انسان پى ببرد كه سر تا پا نياز به خداست و رابطه با خدا، بزرگترين لذّت براى انسان است و نيز باعث مىگردد كه او همواره به زندگى حيوانى توجه كند و از زندگى روحى و معنوى و در عين حال از ترقّى و تكامل محروم مىگردد.مايه تأسف است كه هرچه از زمان سپرى مىشود به جاى اينكه اوج بگيريم و به ملكوت نزديك شويم و از فرشتگان فراتر رويم و به مقام اولياى خدا دست يابيم، بيشتر در امور مادى فرو مىرويم، مثل حيوانى كه در گل فرو مىرود. اگر ما بخواهيم از اين حالت پست نجات پيدا كرده و از اين ذلّت رهايى يابيم، بايد تلاش كنيم، توجه و دلبستگىمان به دنيا و ماديات كم