شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٤ - مردم و خواسته هاى نفسانى
آيا به شما خبر دهم كه زيانكارترين مردم كيانند. زيان كارترين مردم كسانى هستند كه عمرشان را در راه حيات دنياى فانى تباه ساخته و گمان مىكنند كار نيك انجام مىدهند!پناه بر خدا، از اينكه انسان فريب نفس خود را بخورد و خيال كند آدم خوبى شده است، چرا كه از همان لحظه پيروى شيطان شروع شده است و انسان در دام او گرفتار مىشود؛ به اين جهت هر كسى صالحتر است خود را پستتر مىداند. وقتى امام معصوم عرض مىكند «فَمَنْ يَكُونُ اَسْوَءُ حالا مِنّى»[١] ديگران چه بگويند؟ اگر ما به اين مكتب، و به اين سيره و منش شباهت پيدا كرديم، حالمان چنان دگرگون مىگردد كه اين سخن از ما نيز صادر مىگردد؛ ولى گاهى انسان آنقدر خودبين است كه نمىتواند خود را پستتر از ديگران بشمارد. پيش خود مىگويد من كار بدى نكردم! نه سرقتى كردم، نه آدمكشى، نه زنا و... به جهت همين غرور، از همه پستتر است. اين گونه افراد، در اجتماع، غالباً موجب انحراف، تفرقه و گروهگرايى مىشوند، چون خود را انسان خوبى مىدانند و ديگران را به دنبال خود مىكشانند، غافل از اينكه انگيزه او از اين كارها، حبّ رياست و شهرت است و حبّ شهرت و رياست نزد او از ساير گناهان بيشتر ارزش دارد و همين موجب سقوط وى مىشود. انسان هر چه عالمتر شود، نفسش نيز قوىتر مىگردد و قدرت حيلهگرى او بيشتر مىشود و حيلههاى نفس قابل شمارش نيست و نمىتوان دامها و حيلههاى آن را شناخت. قدرت حيلهگرى نفس در انسانهاى عادى بسيار كمتر از قدرت حيلهگرى آن در علما و دانشمندان است، و حيلههاى نفس اين افراد بسيار ساده است، به همين دليل ممكن است زود پشيمان شوند و از شر نفس نجات يابند. امّا اگر نفس عالم بر او مسلّط شد، چنان او را فريب مىدهد كه به راحتى از شرّ آن نجات نمىيايد. بايد كاملا حواس خود را جمع كنيم. البتّه بايد توجه داشت، معناى اين سخن اين نيست كه سراغ رشد و كمال نرويم، چون اگر كامل شديم و سپس سقوط كرديم خطرش بيشتر است از وقتى كه علم نيندوزيم، چون اگر عالم شديم و سپس نفسمان بر ما مسلّط گشت، خطر نفس و شيطان جهانگير مىشود. اين پندار درست نيست، بلكه اين خود يكى از حيلههاى شيطان است،
١- دعاى سحر، على بن الحسين عليهالسلام، بحارالانوار، ج ٩٨، ص ٨٩.