شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٢ - گذر از دنيا، اولين گام براى رسيدن به معرفت خدا
مبتلا نگرديم، حال اگر در ترك آنها عذابى در كار نبود شايد بدان عمل نمىكرديم. وقتى انسان، با عمل به دستورات خداوند، مطمئن شد كه عذاب نمىبيند، بايد سعى كند نعمتهاى اخروى بيشترى بدو ارزانى شود؛ اين سعادت بزرگى است كه انسان از عذابالهى در امانبماند و از نعمتهاى اخروى بهرهمند شود:
«... هَلْ اَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَة تُنْجيكُمْ مِّنْ عَذاب اَليم. تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فى سَبيلِ اللّهِ بِاَمْوالِكُمْ وَاَنْفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ اِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُون»[١]
آيا شما را به تجارتى سودمند كه از عذاب دردناك آخرت نجاتتان بخشد راهنمايى كنم؟ آن تجارت اين است كه به خدا و رسولش ايمان آوريد و به مال و جان در راه خدا جهاد كنيد، اين تجارت اگر دانا باشيد براى شما بهتر است.
ما نمىتوانيم از اين داد و ستد و نعمتهاى بهشتى چشم بپوشيم، حتى اگر رضاى خدا در اين باشد كه در جهنم بسوزيم ما براى تحمل آن آمادگى نداريم، چرا كه عاجز و ناتوانيم و به مراتب والاى بندگى و اخلاص دست نيافتهايم: در همين حديث معراج خداوند از قول بنده مؤمن و رهيافته به جوار ربوبى مىفرمايد:
«لَوْ كانَ رِضاكَ فى اَنْ اُقْطَعَ اِرْباً اِرْباً وَ اُقْتَلَ سَبْعينَ قَتْلَةً باَشَّدِ ما يُقْتَلُ بِهِ النّاسُ لَكانَ رِضاكَ اَحَبَّ اِلى»
خدايا، اگر رضاى تو در آن باشد كه قطعه قطعه شوم و هفتاد بار به بدترين و سختترين وضعى كه ممكن است مردم بدان كشته شوند، كشته شوم و رضاى تو در آن باشد، از همه چيز نزد من بهتر است.
اين معرفت نصيب ما نمىشود (اگر مىشد كه براى گذشتن از خوشىهاى دنيا آمادهتر بوديم)، ولى بايد سعى كنيم به مسير اولياى خدا نزديك شويم كه در اين صورت مرهون لطف و عنايت و دستگيرى خدا قرار مىگيريم. براى اين مهم از كارهايى كه وقت كمى مىگيرد و انجام آن چندان دشوار نيست، شروع كنيم؛ كارهايى كه به نظر مهم نمىرسد و بگوييم: خدايا ما اين كار را براى تو انجام داديم، ولو ما را به جهنم ببرى. سعى كنيم در شبانه روز حداقل دو
[١] صف/١١ـ١٠.