شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠ - خيرخواهى خدا براى انسان
به قول شاعر:
مادر او را گويد اى نور دو چشم *** گر غضب رانم و گر بينى تو خشم
اين غضبها به زمهر ديگرى است *** خشم و تندىهاى من از مادرى است
«فَلْيَصْبِرْ عَلى بَلائى وَلْيَشْكُرْ نَعْمائى...»
پس بايد بر بلايم صبر كند و بر نعمتهايم شكر گزارد.
(شكر در برابر نعمتها و صبر در برابر ناملايمات، موجب تكامل انسان مىگردد). در ادامه خداوند مىفرمايد:
«وَ لْيَرْضَ بِقَضائى، أَكْتُبْهُ فِى الصِّدّيقينَ عِنْدي...»
و بايد به قضاى من راضى باشد، تا او را در زمره صديقين قرار دهم... .
در پايان مىفرمايد:
«اِذا عَمِلَ بِرِضائى وَ أَطاعَ أَمْري.»[١]
[در جمله صديقين قرار مىگيرد] هنگامى كه به رضاى من عمل كند و فرمانم را اطاعت نمايد.
امام، رضوانالله تعالى عليه، بارها مىفرمود: ما بايد به تكليفمان عمل كنيم و اينكه چه واقع مىشود به ما مربوط نيست، چون جهان مدبّرى دارد و به آنچه تدبير و قضاى او تعلّق گرفته، بايد رضايت دهيم.
در روايت ديگرى حضرت موسى از خدا سؤال مىكند:
«اى ربِّ اىُّ خَلْقِكَ اَحَبُّ اِلَيْكَ؟ قالَ مَنْ اِذا اَخَذْتُ حَبيبَهُ سالَمَنى...»
خدايا؛ كدام يك از بندگانت، نزد تو محبوبترين است؟ خداوند مىفرمايد:
بندهاى كه اگر محبوبش را از او باز گيرم، به من پرخاش نكند و حرمت مرا نگه دارد.
برخى، وقتى عزيزى از دست مىدهند، از خدا گله و شكايت مىكنند و به اين امر رضايت نمىدهند، چون نمىخواهند از محبوبشان جدا شوند، چنين افرادى محبوب خداوند نيستند.
[١] بحارالانوار، ج ٧١، ص ١٣٩.