شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٢ - الف ـ ويژگى هاى زندگى گوارا
توجه به خدا فزونى گيرد، آرامش انسان افزون مىگردد. گاهى انسان انتظار دارد، تنها با گفتن چند ذكر لفظى، مثل «لااله الا اللّه» روانش آرام گيرد و قلبش مطمئن گردد، غافل از اينكه تأثير اين گونه اذكار، زمانى است كه در دل انسان اثر كند و دل و جان را متوجه خدا سازد (اگر ياد خدا قوىّ باشد و دل واقعاً به خدا توجه پيدا كند، اضطرابى نخواهد داشت).حضرت امام، رضوان اللّه عليه مىفرمود: «به خدا قسم در عمرم از هيچ چيز نترسيدم!» اين ادّعاى بزرگى است، ايشان كسى نبود كه اهل گزافهگويى باشد، آن هم درباره خودش و علاوه با ذكر قسم جلاله. چگونه انسان به اين مرحله مىرسد؟ ما روزانه معمولا چندين بار اضطراب پيدا مىكنيم، نگران مىشويم، امّا ايشان در سختترين اوضاع و احوال و در مواجه شدن با حوادث بسيار سهمگين، نظير فاجعه هفتم تير كه در آن فاجعه بسيارى از يارانش را از دست داد و دلسوزان انقلاب را نگران آينده كشور ساخت و انعكاس عجيبى در سطح دنيا پيدا كرد، هيچ اضطرابى پيدا نكرد.ما اگر يكى از دوستانمان كه به او احتياج داريم از دست برود، خوابمان نمىبرد و مضطرب مىگرديم، ولى امام هفتاد نفر از بهترين يارانش را يكجا از دست مىدهد و اصلا مضطرب نمىگردد! برخى از شخصيتها كه به خدمت امام رفتند، در ابتدا سعى مىكردند ذهن امام را براى شنيدن خبر آن فاجعه آماده سازند، تا اتفاق ناگوارى براى امام نيافتد، ولى وقتى خواستند لب به سخن باز كنند، امام با فراست دريافت و فرمود: برويد جلسه مجلس شوراى اسلامى را تشكيل بدهيد! اين چه روحيهاى است و مگر انسان چقدر مىتواند تحمل داشته باشد؟ رمز و راز اين روحيه چيزى نيست، جز ارتباط قلبى با خدا. اين خاصيت روحهاى بزرگ و دريا صفت است كه موجها و خطرات سهمگين آنها را درهم نمىشكند و همچنان آرام است، اما روحهاى كم ظرفيت ما با اندك خطر و حادثهاى در هم مىشكند.يكى از نزديكان امام كه همه روزه خدمت ايشان مىرسيد، نقل كرده بود كه بعد از وقوع اين فاجعه، هيچ تغييرى در برنامههاى روزانه امام، ايجاد نشد و درست در موعد مقررّ، امام به خواندن قرآن و ساير كارهاى جارى خود مىپرداخت، گويى هيچ اتّفاقى نيفتاده است.بنابراين زندگى آرام و بىاضطراب، و ايجاد آسايش روانى جز با ياد و ذكر خدا امكان پذير