شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢١ - الف ـ ويژگى هاى زندگى گوارا
ساير افراد در نهان خود، به صورت ابهام، اين درك را دارند كه وجودشان، وجودى است وابسته و اگر بخواهد باقى باشد و تكامل يابد، بايد به يك وجود بىنياز متّصل گردد، اما اگر منبع حيات و كمال را شناختند و با او رابطه برقرار كردند، اطمينان و آرامش مىيابند. انسان اگر موجودى را شناخت كه در ارتباط با او، همه نيازهايش را مىتواند تأمين كند، حتى نيازهايى كه عقلش به آنها نمىرسد؛ آرامش خاطر در او پديدار مىگردد و نسبت به آينده نگرانى و اضطرابى نخواهد داشت، چون مىداند كمبودها به وسيله او رفع مىگردد؛ در غير اين صورت همواره درون او آكنده از دلهره و اضطراب است.در دنياى امروز مكتبهايى وجود دارند، چون «هيپيسم»، «نهيليسم» و برخى از شاخههاى «اگزيستانسياليسم» كه براى زندگى هدفى قائل نيستند و آن را آميخته با دلهره و اضطراب مىشناسند و مىگويند: دلهره از نشانههاى زنده بودن است. اضطراب و دلهره از نظر افرادى چون «سارتر» لازمه زندگى است، اگر انسان اضطراب نداشته باشد، اصلا زنده نيست! آنها چون از واقعيت و حق دورند و نمىتوانند بدون اضطراب زندگى كنند، خيال مىكنند اضطراب لازمه زندگى است، غافل از اينكه دلهره و اضطراب ناشى از نشناختن خدا و كسى است كه فطرت خواهان ارتباط با اوست و اين انحراف از فطرت است. امّا كسانى كه خدا را شناختند و با او ارتباط دارند، اضطرابى ندارند، بخصوص اگر بدانند خداوند خير آنها را مىخواهد و خدا بالاتر از آن است كه بد كسى را بخواهد. بديهى است هر چه شناخت خدا بيشتر باشد، دلهره و نگرانى كمتر است، مگر انسان خدا را فراموش كند كه دوباره اضطراب رُخ مىنماياند.پس زمانى زندگى انسان گوارا خواهد شد و دلهره و اضطراب از دل كاسته مىشود و يا بكلّى از بين مىرود كه ياد خدا در ميان باشد و اين واقعيّتى است انكار ناپذير، چنانكه در قرآن كريم مىخوانيم:«اَلا بِذِكْرِاللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب»[١] آگاه باشيد كه تنها با ياد خدا دلها آرام مىگيرد.پس اين مطلب را بايد درك كنيم كه دلهره، اضطراب و فقدان آرامش و آسايش به اين دليل است كه ارتباطمان با منبع هستى ضعيف گرديده است و هر قدر ارتباط با او قوىتر شود و
[١] رعد/٢٨.