شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١ - خيرخواهى خدا براى انسان
سپس حضرت موسى عرض مىكند:
«فَاَىُّ خَلْقِكَ اَنْتَ عَلَيْهِ ساخِطٌ؟ قال: مَنْ يَسْتَخيرُنى فِىالاَْمْرِ فَاِذا قَضَيْتُ لَهُ سَخَطَ قَضائى»[١]
خدايا؛ از كدامين بندگانت نا خشنودى؟
خداوند فرمود: كسى كه خير و صلاحش را از من بخواهد، سپس آنگاه كه به خير و صلاحش حكم كردم بر قضاى من خشم گيرد.
وقتى به خدا اعتماد و توكّل مىكنيم و از او مىخواهيم آنچه به صلاح ماست پيش آورد، اگر گرفتارى و بيمارى پيش آمد، نبايد گله كرد، چرا كه خير و صلاح ما در آن است. پس انسان موحّد، بر خدا توكّل مىكند و از او كمك خواسته، در شدايد و سختىها صبر را پيشه خود مىسازد و معتقد است كه تدبير امور به دست خداست.
پيامبر فرمود:
«يَقُولُ اللّهُ عَزَّوَ جَلَّ: مَنْ لَمْيَرْضِ بِقَضائى وَ لَمْ يَشْكُرْ لِنَعَمائى وَ لَمْ يَصْبِرْ عَلى بَلائى فَلْيَتَّخِذْ رَبّاً سِوائى»[٢]
خداوند مىفرمايد: كسى كه به قضاى من راضى نگردد و به پاس نعمتهاى من شكر نكند و در بلا و گرفتارى صبر پيشه خود نسازد، براى خود پروردگارى غير از من برگزيند.
پيامبر فرمود:
«قالَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اِنَّ مِنْ عِبادي الْمُؤْمِنينَ عِباداً لايُصْلَحُ لَهُمْ اَمْرُ دينِهِمْ اِلاّ بِالْغِنى والسِّعَةِ وَ الصِّحَّةِ فىِ الْبَدَنِ فَاَبْلُوهُمْ بِالْغِنى وَ السِّعَةِ و صِحَّةِ الْبَدَنِ فَيُصْلَحُ عَلَيْهِمْ اَمْرُ دينِهِمْ...»
خداوند عزوجل مىفرمايد:
برخى از بندگان مؤمن من، دينشان پايدار نگردد جز با توانگرى و وسعت و تندرستى (اگر زندگى مناسب و در خورى داشته باشند، خداى را بندگى مىكنند و آنگاه كه فقر و بدبختى بديشان روى آورد، از دين خود كناره مىگيرند. خداوند آنها
[١] بحارالانوار، ج ٨٢، ص ٩٠. [٢] بحارالانوار ج ٥، ص ٩٥.