شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٥ - خيرخواهى خدا براى انسان
«وَ لكِنْ فَبِرَحْمَتي فَلْيَثِقُوا وَ بِفَضْلي فَلْيَفْرَحُوا وَ اِلى حُسْنِ الظَّنِّ بي فَلْيَطْمَئِنُّوا...»
و لكن به رحمت من بايد اعتماد كنند و به فضلم شادمان بوده و اطمينانشان به حسن ظنّ به من باشد.
«فَاِنَّ رَحْمَتي عِنْدَ ذلِكَ تُدارِكُهُمْ وَ مَنّي يُبَلِّغُهُمْ رِضْواني وَ مَغْفِرَتي تُلْبِسُهُمْ عَفْوي...»
در آن هنگام رحمتم دستگيرشان مىشود و رضوانم به آنها مىرسد و آمرزشم بر آنها لباس گذشت مىپوشاند.
در پايان خداوند مىفرمايد:
«فَاِنّي اَنَا اللّهُ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ وَ بِذلِكَ تَسَمَّيْتُ»[١]
همانا من خداى رحمن و رحيمم و بدين نام، ناميده شدهام.
خلاصه آنكه: انسان بايد در كارها و زندگىاش، به خدا اميد بندد و در مسير تكامل، به لطف و عنايت الهى اعتماد كند، در عين حال وظيفه خود را هرچه بهتر انجام دهد و دست از تلاش و كوشش بر ندارد و نيز به اعمال خود اعتماد نكند. چون اعمال ما با پاداش و نعمتهاى الهى برابرى نمىكند و اگر بنا شود كه اعمال ما دقيقا حسابرسى شود، پى خواهيم برد كه ما با اين اعمال، استحقاق چيزى را نداريم و اين رحمت و لطف خداوندى است كه ما را در بر مىگيرد.
ما اگر خداى را عبادت مىكنيم، به پاس نعمتهاى اوست: اگر با زبان چيزى مىگوييم، زبان و قدرت سخن گفتن را او عنايت كرده است. پس بر خدا منّتى نداريم و اگر در بهترين فرصتها، بهترين اعمال را انجام دهيم، در هنگام محاسبه بدهكار مىشويم و در واقع نبايد انتظار پاداش داشته باشيم و يا انتظار رسيدن به مقامات والاى انبيا و اولياى الهى را، چرا كه آنها با اطمينان و اعتماد و حسن ظن به خدا، به آن مقامات رسيدند، نه با اعمالشان.
***
[١] بحارالانوار، ج ٧٢، ص ٣٢٧.