شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٤ - الف ياد خدا
زهد آن نيست كه انسان از نعمتهاى دنيا بهره نبرد، تهيدست باشد و به كسب مال نپردازد، بلكه زهد به معناى ترك ميل و رغبتى است كه به نوعى انسان را وابسته به دنيا مىكند، به گونهاى كه جهان آخرت به فراموشى سپرده شود. لذا خداى متعال به پيامبرش مىفرمايد: از رغبت و تمايل به دنيا پرهيز نموده بيشتر به آخرت توجه كن. ممكن است كسى ثروت زيادى داشته باشد، ولى آن ثروت را در راه خدا مصرف كند. حضرت سليمان با اينكه بزرگترين حكومتها و سلطنتها را داشت، زاهدترين مردم بود و از همه ثروتى كه در اختيارش بود، به نان جوى قناعت مىكرد و قدرت و ثروتش را در مسير احقاق حقوق ديگران و ترويج دين خدا و برافراشتن پرچم توحيد در گستره گيتى، به كار مىگرفت.
آنگاه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) از خداوند سؤال مىكند: خداوندا؛ چه راهى را بپيمايم تا به زهد دست يابم؟ خداى سبحان در جواب مىفرمايد:
«خُذْ مِنَ الدُّنْيا خِفّاً مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ واللِّباسِ وَلا تَدَّخِرْ لِغَد»
اگر مىخواهى وابسته به دنيا نباشى، بايد از «خوردنىها»، «نوشيدنىها» و «پوشيدنىها» كم و به مقدار نياز استفاده كنى و براى روز مبادا نگه ندارى.
اينها همه جنبه قلبى و ادراكى دارد، يعنى اگر زهد مطلوب است، معنايش اين نيست كه انسان به نعمتهاى خداوند پشت پا بزند و بكلّى از آنها اعراض نمايد؛ بلكه مقصود اين است كه به آنها دل نبندد و همچنين اينكه مىفرمايد: براى فردا ذخيره نكن، منظور اين نيست كه به طور كلّى ذخيره كردن مذموم است، بلكه از ذخيرهاى كه از عدم توكّل ناشى مىشود و مثلا به احتكار مىانجامد نكوهش شده، چرا كه احتكار با زهد سازگارى ندارد. انسان زاهد، از نعمتها به قدر ضرورت استفاده مىكند و در آينده نيز متّكى به خداوند است و راضى به رضاى اوست. آرى اگر ذخيره نمودن برخى از اجناس و كالاها اعم از مواد غذايى و غيره، براساس انگيزه صحيحى باشد، با زهد منافات نداشته و به نظر عقل و شرع پذيرفته است، پس در اين امر ملاك نيت و انگيزه انسان است.
نقل مىكنند كه حضرت سلمان(رضي الله عنه) از پيش قُوت يكسال خود را تهيّه مىنمود، بدان انگيزه كه هر روز در پى تهيّه مقدارى غذا نباشد و وقتش صرف آن نشود، براى مثال آرد به اندازه نياز