شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٣ - اولياى خدا و خوف از عظمت الهى
كس در حد معرفت و ايمانش مرتبهاى از اين ويژگىها در او ظهور مىيابد، بالطبع آنان كه كامل گرديدهاند اين اوصاف در حد كمال در آنها ظهور مىيابد.
«اِذا كُتِبَ النّاسُ مِنَ الْغافِلينَ كُتِبُوا مِنَ الذّاكِرين»
آنگاه كه مردم از غافلان محسوب مىگردند، آنان از ذاكران شمرده مىشوند.
گاهى در زندگى جريانهايى رخ مىدهد، كه بر اثر آن عموم مردم غافل مىگردند و خود را مىبازند، حال اين جريانها مىتواند وحشتآور باشد و مىتواند شورانگيز باشد؛ به هر جهت در مقابل آن شادى يا ناراحتى، انسان همه چيز را فراموش مىكند و تمام توجه او معطوف آن رخداد و جريان مىگردد؛ ولى اهل آخرت در همان حال كه عموم مردم به غفلت مبتلا مىشوند، متوجه خدا هستند.
«رِجالٌ لاّتُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لابَيْعٌ عَنْ ذِكْرِاللّهِ ...»[١]
مردانى كه هيچ كسب و تجارتى آنان را از ياد خدا غافل نمىسازد.
«في اَوَّلِ النِّعْمَةِ يَحْمَدُونَ وَ في آخِرِها يَشْكُرُون».
دوازدهمين ويژگى: در آغاز نعمت، حمد و در پايان آن شكر خدا را به جا مىآورند.
وقتى انسان دائماً به خدا توجه داشته باشد، او را فراموش نمىكند و اگر نعمتى در اختيار او قرار گرفت، با توجه به اينكه اين نعمت از خداست او را مىستايد و پس از بهره بردن از نعمت شكر او را به جا مىآورد. اما اهل دنيا از اول توجه ندارند كه اين نعمت از خداست و آن را دست آورد تلاش خود مىبينند و در آخر نيز خداى را شكر نمىگزارند.
«دُعائُهُمْ عِنْدَاللّهِ مَرْفُوعٌ وَ كَلامُهُمْ مَسْمُوعٌ. تَفْرَحُ بِهِمُ الْمَلائِكَة»
دعاى آنان بالا مىرود و سخن آنها پذيرفته مىشود و ملائكه از آنان خشنودند.
اينكه در لسان شرع تعبير مىشود دعا به سوى خدا بالا مىرود، به جهت مقام رفيع الهى و علو و رفعت معنوى است كه خدا دارد و الا العياذباللّه؛ خدا جسم نيست كه در آسمانها جاى گرفته باشد.
به ديگر سخن: فاصله بين عظمت و مقام رفيع خداوند و بين انسانها بىنهايت است و در واقع او غنى محض است و ديگران فقيرند. مقام الهى بالاتر از آن است كه فكر و وهم انسان به
[١] نور/٣٧.