شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٠ - آخرت دوستان و توجه به خدا
جاى شگفتى است كه چگونه مىتوان در دنيا زندگى كرد و چيزى انسان را از ياد خدا بازندارد! (البتّه وضع دنياگرايان معلوم است، آنان چنان بهدنيا دلبستهاند كه هيچ توجهى به خدا ندارند). بايد به توضيح اين معنا پرداخت كه چگونه برخى از انسانها را هيچ چيز از ياد خدا غافل نمىسازد؟ هنگام مطالعه و تعليم و تعلّم، كسب و كار و زراعت، و حتّى در حيوانىترين حالات كه معمولا توجه انسان از همه جا بريده مىشود و در اميال و شهوات متمركز مىگردد، از ياد خدا غافل نمىشوند.
انسان قادر است، در آن واحد، به چند چيز توجه داشته باشد، براى مثال چشممان صحنهاى را مىبيند و در همان زمان گوش ما چيزى را مىشنود و به هر دو توّجه داريم، البته تا حدى از ميزان توجه ما كاسته مىشود، چرا كه توجه ما به دو چيز معطوف گشته است. گاهى انسان ناگزير مىشود همزمان به چند كار بپردازد، مثل اينكه در حال غذا خوردن مطالعه كند و يا در حال سخن گفتن به چيز ديگرى نيز توّجه دارد. روانشناسان به تجربه ثابت كردهاند كه انسان با تمرين و ممارست مىتواند در آن واحد هفت تا هشت ادراك داشته باشد، البته هيچ يك از اينها ادراكى قوى و تمركزيافته نيست؛ اما انسان قادر است به اين اندازه توّجه و ادراك خويش را تقسيم كند.
بنابراين انسان مىتواند در يك لحظه به چند چيز توّجه داشته باشد. حال اگر او با ممارست و تمرين سعى كند، در همه حالات، به خدا توجه داشته باشد، به تدريج اين امر برايش ملكه خواهد شد و در همه اعمال خويش از ياد خدا غافل نمىگردد. مرحوم علاّمه طباطبايى(رضي الله عنه) مىفرمودند: وقتى كه انسان با مصيبتى مواجه مىشود، مثل اينكه عزيزى را از دست مىدهد، تا مدتها خاطره او از دلش بيرون نمىرود و در همه حالات به ياد اوست و اين مانع از پرداختن به كارهاى روزمرّه نمىگردد، بلكه در ضمن پرداختن به كارهاى خود، دلش متوجه عزيز از دست رفته است.
كم و بيش براى هر يك از ما مصيبتهايى رخ داده كه در همه حال توجه ما را به خود جلب كرده، ولى مانع از توجه به كارهاى ديگر نشده است. همينطور كسانى كه محبت شديدى به محبوب خود دارند، در همه حال دلشان متوجه آن محبوب است و چنان نيست كه پرداختن