شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٤ - اولياى خدا و محو گشتن در جمال ربوبى
مطّهر مشغول عبادت مىگشت. يكى از خدام آستانه مقدسه نقل مىكند: گويا شب جمعه بود و ايشان كليد در پشت بام را از من خواست، من در را باز كردم و وى به پشت بام رفته و مشغول نماز شد ـ چنانچه معروف است مرحوم شيخ حسنعلى اصفهانى، قيام نماز را زياد طول مىداد و در آن سورههاى طولانى مىخوانده است. در آن شب تصميم داشته بود ركوع نماز را طول بدهد ـ آن خادم مىگويد: به پشت بام رفتم، تا به ايشان اطلاع دهم، در حرم را مىخواهم ببندم، ولى ديدم مشغول ركوع است. چند دقيقه صبر كردم، بلكه نماز ايشان تمام شود؛ ولى هر چه منتظر ماندم سر از ركوع بر نداشت.هوا خيلى سرد بود و برف نيز شروع به باريدن كرد. من براى احتياط، قدرى هيزم كنار ايشان گذاشتم كه پس از رفتن من، آتشى بر افروزد و از سرماى هوا و بارش برف در امان بماند. سپس در را بستم و به خانه رفتم، ولى پيوسته نگران ايشان بودم، منتظر بودم سحر شود تا به حرم رفته، ببينم ايشان در چه حالى بسر مىبرد. اتفاقا آن شب برف سنگينى باريد. بالاخره سحر شد و در حرم را باز كردند، من بسرعت داخل حرم شدم و به سراغ ايشان رفتم، با كمال تعجب ديدم ايشان هنوز در حال ركوع بود و حدود يك وجب برف روى پشت ايشان نشسته بود. بالاخره نزديك اذان صبح ايشان نماز را تمام كرد. نزديك رفتم، ديدم اصلا احساس ضعف و ناراحتى نمىكند، گويا برفى نباريده است. با اينكه مشتى استخوان بود و بدنى نحيف و لاغر داشت، از شب تا به صبح، به انگيزه عشق به خدا در حال ركوع بود و در برابر آن برف و سرما مقاومت كرد! ما وقتى قدرى ركوعمان طول مىكشد، كمرمان ناراحت مىشود و نمىتوانيم مقاومت كنيم، ولى اولياى خدا به جهت عشق و علاقه به عبادت و مناجات با خدا، به ملائكه اقتدا مىكنند و به ركوع و سجدههاى طولانى مىپردازند و به مرور زمان، با يارى خداوند بر عبادت توان مىيابند، چنانكه اين مطلب در قرآن و روايات و دعاها، كراراً بيان گرديده است و بدان سفارش شده است.(به هر جهت اين بخش از روايت اشاره دارد به اينكه ممكن است، انسان از نظر نيروى بدنى و نيز براى انجام كارهاى دنيوى ضعيف باشد، اما براى عبادت خدا توان و قدرت فوق العادهاى داشته باشد).