شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥ - توكّل در روايات معصومين
«أَلَمْ يَعْلَمْ [أَن] مَنْ طَرَقَتْهُ نائِبَةٌ مِنْ نَوائِبى أَنَّهُ لا يَمْلِكُ كَشْفَها اَحَدٌ غَيْرى اِلاّ مِنْ بَعْدِ اِذْنى»
آيا (كسى كه به غير من اميدوار است) نمىداند كه اگر براى او حادثهاى پيش آيد، جز به اذن من كسى نمىتواند آنرا برطرف سازد؟
خداوند متعال در قرآن مىفرمايد:
«وَ اِنْ يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ اِلاّ هُوَ وَ اِنْ يُرِدْكَ بِخَيْر فَلا رادَّ لِفَضْلِهِ...»[١]
اگر خداوند بر تو ضررى پيش آورد، هيچ كس جز او نمىتواند آن را دفع سازد و اگر خير و رحمتى بر تو بخواهد، باز احدى نمىتواند آن را ردّ كند.
«فَمالِىَ أراهُ لا هِياً عَنّى، اَعْطَيْتُهُ بِجُودى مالَمْ يَسْأَلْنى ثُمَّ انْتَزَعْتُهُ عَنْهُ فَلَمْ يَسْأَلْنى رَدَّهُ وَ سَأَلَ غَيْرى»
پس چراازمنغافل و روى گردان است، من با جود و بخشش خود، آنچه را از من نخواست به او دادم، سپس آن را از او گرفتم و او برگشتش را از من نخواست و از غير من طلب كرد.
بدون درخواست انسان، خداوند نعمتهاى بىشمارى را به او ارزانى داشت، از قبيل: بدن سالم، چشم و گوش سالم، پدر، مادر، رفيق و استاد. حتى قبل از تولّد، خداوند از پيش نعمتها را براى انسان فراهم كرد، غذايش را در سينه مادر قرار داد؛ ولى وقتى جهت آزمايش برخى نعمتها را از او باز مىستاند، سراغ ديگران مىرود و سراغ كسى كه نعمت بدو ارزانى داشته، نمىرود!
«أَفَيَرانى أَبْدَأُ بالْعَطاءِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ ثُمَّ اُسْأَلُ فَلا اُجيبُ سائِلى؟»
من كه در ابتدا و پيش از درخواست او عطا مىكنم، مىپندارد هنگامى كه از من تقاضا كند به او جواب نمىدهم؟!
«اَبَخيلٌ أَنَا فَيُبَخِّلُنى عَبْدى؟» آيا من بخيلم كه بندهام مرا بخيل مىپندارد؟!
«أَوَلَيْسَ الْجُودُ وَالْكَرَمُ لى؟» آيا هر جود و كرمى از من نيست؟!
«أَوَلَيْسَ الْعَفْوُ وَالرَّحمَةُ بِيَدى» آيا عفو و رحمت در دست من نيست؟!
«أَوَلَيْسَ أَنَا مَحَلَّ الامالِ؟» مگر من محلّ آرزوها نيستم؟!
[١] يونس/١٠٧.