شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦١ - نشاط و دلخوشى مؤمنين
از روابط انسانى فاصله دارد؛ ولى تا حدودى اين مثال مىتواند محبّت و صميميّت خداوند را با انسانى كه او را مرجع و پناهگاه خود برگزيده، بيان نمايد.
«... بُطُونُهُمْ خَفيفَةٌ مِنْ اَكْلِ الْحَرامِ [مِنَ الْحَلال]...»[١]
شكمهايشان از نعمتهاى حلال سنگين و پر نمىگردد اما از حرامش، هيهات!
يكى ديگر از اوصاف و ويژگىهاى دوستان خدا اين است كه به دنيا و لذتهاى فانى آن تعلّق و وابستگى ندارند. حتّى در حلال دنيا نيز زيادهروى نمىكنند و صرفاً براى رفع نياز، از لذايذ دنيا و نعمتهاى آن بهره مىبرند.
استفاده آنها از نعمتها در اين حد است كه توان انجام وظايف، عبادت و خدمت به بندگان را داشته باشند، نه براى لذت جويى. اتفاقاً اگر انسان، بيش از نياز بدنش غذا بخورد، از توانش كاسته مىشود و به كسالت و سنگينى و ناتوانى مبتلا مىشود.
نشاط و دلخوشى مؤمنين
حال كه اينان حتّى از نعمتهاى حلال دنيا، به حدّ وفور، استفاده نمىكنند، پس دلخوشى و دلگرمى آنها به چيست؟
خداى متعال مىفرمايد:
«... نَعيمُهُمْ فِىالدُّنْيا ذِكْرى و مَحَبَّتى وَ رِضائى عَنْهُمْ...»
دل خوشى آنان در دنيا به سه چيز است:
الف: ياد خدا
كسى كه به خدا محبّت دارد طبيعتاً به ياد اوست و از ياد او لذّت مىبرد و تا زمانى كه به وصال او نرسيده و با او فاصله دارد، تمام دلخوشى و لذّتش به اين است كه به ياد او مشغول باشد. چنانكه در دعاى سحر حضرت سجاد(عليه السلام) مىخوانيم: «بِذِكْرِكَ عاشَ قَلْبى»[٢] يعنى زندگى
[١] در بحارالأنوار، ج ٧٧، ص ٢٢؛ «من اكل الحلال» ضبط شده است. [٢] بحارالأنوار، ج ٩٨، ص ٨٩، روايت ٢.