شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٦ - مردم و خواسته هاى نفسانى
خاصيت نفس اين است كه اگر گرسنه شود شكوه و گلايه مىكند و پيوسته مىنالد و اگر سير شود طغيان مىكند. اگر به هر چه دلت خواست و نفست خواستار آن بود تن دادى، نفس به مانند اسب سركشى تو را به دنبال خود مىكشد و ديگر نمىتوانى او را كنترل كنى. پس اگر مىخواهى اين اسب را رام كنى، لازم است قدرى او را گرسنه نگهدارى و به همه خواستههايش پاسخ ندهى و او را كنترل كنى، تا بتوانى در مواقع لزوم از آن در راه عبادت و نيايش و اطاعت خدا بهره ببرى و همواره او مغلوب عقل و شرع باشد.«وَتَغْضَبُ اِذا اِفْتَقَرتْ و تَتَكَبَّرُ اِذا اِسْتَغْنَت»هنگام فقر غضبناك است و هنگام بىنيازى فخر مىفروشد.وقتى پولدار مىشود، به همه بزرگى و فخر مىفروشد؛ ولى وقتى فقير گشت، اوقاتش تلخ مىگردد، به همه بدبين مىشود، از نظام، دوستان، رفقا و همسايگان خشمگين است، گويا از آنها طلبكار است. صبر و تحمل و بردبارى در قاموس زندگى او راه ندارد و همه عالم در نظر او تنگ مىگردد.«وَ تَنْسى اِذا كَبُرَتْ وَ تَغْفَلُ اِذا أمِنَت»در هنگام پيرى و بزرگسالى فراموش كار مىشود و هنگام امنيت و خاطر آسودگى غفلت مىورزد.وقتى كه نفس با بيم و ترس مواجه باشد، حواسش را جمع مىكند و سعى مىكند از خطر برهد، اما وقتى امنيت يابد، غافل مىگردد: وقتى بلايى فرود مىآيد، شهرها بمباران و موشك باران مىشود، حواسش را جمع مىكند و به توبه و انابه و راز و نياز مىپردازد. به توسل و زيارت عاشورا روى مىآورد؛ ولى وقتى صلح برقرار گرديد و خيالها راحت شد، ديگر خبرى از آن نالهها و توسلات نيست. مجالس توسل و زيارت عاشورا كم رنگ مىگردد. اين خاصيت نفس است كه وقتى امنيت مىيابد، غافل مىگردد و يادش مىرود كه خدايى وجود دارد، عذاب و گرفتارىهايى نيز وجود دارد.«وَهِىَ قَرينَةُ الشَّيْطان» نفس قرين و رفيق شيطان است.اين نفس همزاد و رفيق شيطانى است كه قسم ياد كرده انسانها را به انحراف بكشاند: