شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٨ - ب ـ ويژگى هاى حيات پايدار
وقتى انسان در برابر چشمان يك كودك از برخى گناهان دورى مىجويد، چگونه با توجه به اينكه خدا حاضر و ناظر اعمال اوست گناه مىكند؟ تازه اين مربوط به عمل خارجى و مراقبتهاى عملى است، مثل مراقبت دست، پا و چشم و... مهمتر از اين نوع مراقبتها، مراقبت قلبى است كه آدمى بر نحوه فكر و انديشه درونى خويش نظارت داشته باشد.«وَ يُنْقِّىَ قَلْبَهُ عَنْ كُلِّ ما اَكْرَه» قلب خويش را از آنچه من دوست ندارم پاك مىكند.افزون بر اينكه بر اعمال خارجى و بيرونى خويش مواظبت مىكند و تكاليف شرعى را بجا مىآورد و معاصى الهى را ترك مىكند، مراقبت دقيقى نيز بر احوال درونى خويش دارد و مواظب است در دل نيز انديشه و فكرى، برخلاف خواست خدا نداشته باشد.(نقل مىكنند مرحوم سيّد مرتضى به برادرش، سيد رضى، فرمود: خوبست كسى عهدهدار امامت نماز شود كه معصيت نكرده باشد. سيّد رضى در جواب گفت: خوبست كسى امام باشد كه حتّى خيال معصيت نيز نكرده باشد!)در ادامه حديث خداوند مىفرمايد:
«وَ يُبْغِضَ الشَّيْطانَ وَ وَساوِسَهُ و لا يَجْعَللاِِبْليسَ عَلى قَلْبِهِ سُلْطاناً وَ سَبيلا»شيطان و وسوسههايش را دشمن مىدارد و براى ابليس هيچ سلطهاى بر قلب و راه نفوذى بر انديشه خود نمىگذارد.هر زمانى كه احساس كند، وساوس شيطانى به دلش هجوم آورده، با آنها مقابله مىكند و هرگز اجاره نمىدهد، ظرف مصّفاى دل به تخيّلات شيطانى آلوده گردد. مؤمن تخيّل شيطانى را همانند دشمنى مىداند كه قصد جانش را كرده است و لذا پيوسته با او به مبارزه بر مىخيزد و اجازه نمىدهد شيطان حتّى در دلش نفوذ يابد، چه رسد به اندامها و رفتار خارجى او.
***