شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٧ - مردم و خواسته هاى نفسانى
«قالَ فَبِعِزَّتِكَ لاَُغْوِيَنَّهُّمْ اَجْمَعينَ. اِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصين»[١]شيطان گفت: به عزت و جلال تو سوگند كه همه خلق را گمراه مىكنم. مگر خاصان از بندگانت كه دل از غير تو بريدند.شيطان از راه نفس، انسان را فريب مىدهد و به جهنم مىكشاند و اين نفس است كه راه را بر شيطان باز مىكند و انسان را دنبالهرو او مىكند. پس بايد توجه داشت كه آيا با اين نفس مدارا شود و يا انسان به مخالفت با او برخيزد.«وَ مَثَلُ النَّفْسِ كَمَثَلِ النَّعامَةِ تَأْكُلُ الْكَثيرَ وَ اِذا حُمِلَ عَلَيْها لا تَطير»مثل نفس، مثل شتر مرغ است كه زياد مىخورد و اگر بارى بر او نهند پرواز نمىكند.وقتى به او گفته مىشود به مطالعه و عبادت بپرداز و در عبادت حضور قلب داشته باش، توجهاى ندارد و مىگويد: اعصابم ناراحت است و نمىتوانم حواسم را جمع كنم؛ ولى وقتى فيلمى خنده آور از تلويزيون پخش مىشود، حواسش جمع فيلم مىگردد و هيچ صحنهاى از صحنههاى فيلم از نظرش پنهان نمىماند، ولى هنگام نماز مىگويد نمىتوانم حواسم را جمع كنم!«وَ كَمَثَلِ الدِّفْلى لَوْنُهُ حَسَنٌ وَطَعْمُهُ مُر»و نيز نفس، همانند خرزهره است كه رنگش زيباست و مزهاش تلخ است.ظاهر نفس و كارهاى او فريبنده است و خوب مىنمايد، ولى در باطنش زهر كشنده پنهان دارد. در ظاهر به لباس تقوا، علم و زهد در آمده است؛ ولى در باطن خدا مىداند چه انگيزههاى شيطانى و افكار غلطى دارد. لحن كلام، جذاب و گيراست؛ ولى محتوا گمراه كننده است. معلوم نيست پيروان آنها كارشان به كجا بيانجامد. در ابتدا سخن از عبادت و اطاعت از خدا و عرفان است؛ ولى در عمل بعد از مدتى، به نماز و عبادت بىاعتنا مىشوند، اگر نمازشان قضا شد ناراحت نمىشوند. وقتى همه چيز را اعتبارى دانستند و معرفت را نسبى قلمداد كردند، اعتقادات آنها سست مىگردد و بديهى است كه ديگر در برابر نماز و توجه به خدا و معنويات، احساس مسؤوليت و وظيفه نمىكنند.
١- ص/٨٣ ـ٨٢.